نظریه کارکرد صحیح درباره ضمانت

نویسندگان

1 عضو هیات علمی دانشگاه یزد

doi
10.22091/pfk.2003.350
چکیده

معرفتشناسی همواره یکی از شاخههای مورد بحث و بسیار با اهمیت فلسفه در قرن بیستم بوده است. نقطه عطفی که درتاریخ تفکر فلسفی، شروعش اندیشههای کانت بود، در قرن بیستم با تمرکز بر دیدگاه معرفت شناختی ای بهنام مبناگرایی سنتی و درون گرایی معرفتشناختی، حرکتی آرام به خودگرفته بود که مقاله سه صفحه ای ادموند گتیه باعنوان «آیا باورصادق موجه، علم است؟» این آرامش را به هم زد. به جرئت میتوان گفت که این مقاله، مورد نظر همه کسانی بوده است که پس از وی به معرفتشناسی پرداخته اند. وی در این مقاله، تعریف سه جزئی مورد توافق اکثر معرفت شناسان را درباب علم با ذکر مواردی چند به چالش میخواند.پس از گتیه، یکی از رسالتهای معرفتشناسی، عرضه نظریه ای است در باب شرایط علم که بتواند اعتراضات او را پاسخ گوید. یکی از این نظریات که درمیان انگیزههای طرح آن میتوان پاسخگویی به اعتراضات گتیه را مشاهده کرد، دیدگاه کارکرد صحیح در باب ضمانت ـ یا جزء سوم علم یا معرفت ـ است.این نظریه را فیلسوف بزرگ و پرآوازه دین در قرن بیستم، آلوین پلنتینگا مطرح کرده است. ما در این مقاله میکوشیم تقریری کوتاه از این نظریه به دست دهیم تا علاقه مندان بتوانند فهمی نیکو از ماهیت و چگونگی این نظریه داشته باشند.