شاخص‌های بهوشیاری زمینه‌ای بر مبنای ناگویی خلقی و ابعاد مثبت- منفی کمال‌گرایی در دانشجویان

نویسندگان

1 دکتری روان شناسی، گروه روان شناسی، دانشکده علوم تربیتی و روان‌شناسی، دانشگاه محقق اردبیلی، اردبیل، ایران.

2 استادیار، گروه روان‌شناسی، دانشکده روان‌شناسی، دانشگاه تبریز، تبریز، ایران.

3 دانشیار، گروه علوم تربیتی، دانشکده روان شناسی، دانشگاه محقق اردبیلی، اردبیل، ایران.

4 کارشناس ارشد، گروه روان‌شناسی، دانشکده روان‌شناسی، دانشگاه محقق اردبیلی، اردبیل، ایران.

doi
10.22123/chj.2018.105900.1061
چکیده

مقدمه: بهوشیاری از مؤلفه‌های مهم سلامت روان‌شناختی است. با این حال نقش ناگویی خلقی و کمال‌گرایی مثبت-منفی در آن مشخص نیست. بنابراین، مطالعه حاضر با هدف بررسی نقش ناگویی خلقی و ابعاد کمال­گرایی در بهوشیاری دانشجویان مقطع کارشناسی دانشگاه تبریز در سال تحصیلی 96-95 انجام شد. مواد و روش ­ها: در یک تحقیق توصیفی-همبستگی، تعداد 150 نفر از دانشجویان دانشگاه تبریز به صورت در دسترس و داوطلبانه انتخاب شدند. داده­ها با استفاده از پرسشنامه پنج­وجهی ذهن آگاهی، مقیاس کمال­گرایی مثبت و منفی و مقیاس ناگویی خلقی جمع­آوری شدند. اطلاعات به دست آمده با استفاده از آزمون ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون خطی تجزیه و تحلیل شدند. یافته ­ها: یافته­ ها نشان داد از بین مؤلفه‌های ناگویی خلقی، مؤلفه دشواری در تشخیص احساسات (24/0-β=و 029/0p=) قادر به پیش‌بینی بهوشیاری زمینه‌ای است. همچنین، ابعاد مثبت (27/0 β=و 000/0p=) و منفی (29/0- β=و 000/0p=) کمال­گرایی  قادر به پیش‌بینی واریانس بهوشیاری زمینه­ای در دانشجویان است. نتیجه­ گیری: بر اساس نتایج به دست آمده، می­توان گفت که ناگویی خلقی (دشواری در تشخیص احساسات) و ابعاد مثبت و منفی کمال­گرایی می­توانند تعیین­گرهای بهوشیاری زمینه­ای دانشجویان باشد.