نظریه بنیان گرایی معرفت
نویسندگان
1 استادیار دانشگاه تربیت معلم تهران
doi
10.22091/pfk.2003.355چکیده
بنیانگرایی یکی از نظریههای معرفتشناختی درباره ماهیت توجیه و معرفت است که معرفت را دارای ساختاری دولایه میداند: لایهای از معرفت و توجیه، غیراستنتاجی یا بنیادین است و لایهای دیگر، استنتاجی و غیربنیادین است که در نهایت از معرفت یا توجیه بنیادین استنتاج میشوند. این نظریه از کهنترین نظریههای معرفتشناختی است که حامیان برجستهای همچون ارسطو، دکارت، راسل، لوئیس، و چیزم از میان فیلسوفان کلاسیک و معاصر داشته است.بنیانگرایی قرائتهای متعددی دارد که اختلاف آنها عمدتا از دو چیز سرچشمه میگیرد: 1) چگونگی تبیین ماهیت توجیه و معرفت غیراستنتاجی و بنیادین؛2) چگونگی انتقال معرفت و توجیه بنیادین به باورهای غیربنیادین و استنتاجی.نظریه بنیانگرایی معرفت بهویژه نوع خطاناپذیر آن با نقدهای گوناگونی از سوی حامیان نظریههای رقیب مانند نظریه هماهنگی و اعتمادگرایی معرفت روبهرو شده است.