مفهوم بشریت در آیینۀ مکاتب حقوق بین الملل؛ جدال رویکرد مدیریت گرا در برابر طرح انسانی شدن
نویسندگان
1 استاد حقوق بین الملل دانشگاه شهید بهشتی
2 دانش آموختۀ دکتری حقوق بین الملل دانشگاه شهید بهشتی
doi
10.22059/jcl.2019.282678.633848چکیده
در ادبیات حقوقی معاصر اختلاف نظر بسیاری پیرامون مفهوم بشریت وجود دارد. هریک از مکاتب و رویکردهای حقوقی با توجه به مبنای مورد قبول خود، نسخهای متفاوت با مفهوم بشریت و جایگاه آن در حقوق بینالملل را بهتصویر میکشند. مکاتب حقوق طبیعی و پوزیتیویستی و نرماتیویستی برداشت موردنظر خود را بر این مفهوم حقوقی تحمیل میکنند. از سوی دیگر، نگرش انتقادی به حقوق بینالملل نارساییهای این اندیشهها را بیان میکند. نکتۀ قابل تأمل در این خصوص، تأثیر جدالهای نظری موجود در خصوص ظرفیت این مفهوم در تغییر روند تحولات حقوق بینالملل است؛ وگرنه در چارچوب تحلیلهای فنی در خصوص صورت حقوقی بالفعل این مفهوم، مناقشۀ چندانی وجود ندارد. در این پژوهش با روش تحلیلی- توصیفی، بشریت بر اساس معیارها و ضوابط حاکم بر چارچوبهای فکری مکاتب عمدۀ حقوق بینالملل مورد سنجش قرار خواهد گرفت تا تصاویر مختلفی که از مفهوم بشریت در قالب تئوریهای حقوقی ترسیم شده است، تحلیل شود.