تبیین الگوی نظری تحقق شهر هوشمند در افق 1415 در چارچوب آینده‌نگاری راهبردی با استفاده از FCM و Mental Modeler

نویسندگان

1 دکترای آینده پژوهی، دانشکده علوم اجتماعی، دانشگاه بین‌المللی امام خمینی قزوین (ره)

2 دانشجوی دکترای شهرسازی، دانشکده معماری و هنر، دانشگاه گیلان

3 استادیار گروه هنر و معماری، دانشگاه پیام نور، تهران، ایران

doi
10.22124/upk.2024.25967.1901
چکیده

بیان مسئله: عدم قطعیت­‌ها، بحران‌­های طبیعی و انسانی، ظهور فناوری­‌ها، رشد جمعیت و گسترش شهرنشینی با فشارهای اکولوژیکی، اجتماعی و زیرساختی، همگی موید این مطلب هستند که چارچوب‌­های سنتی مدیریت شهری به عنوان یک راهکار برون­رفت از این چالش­های روزافزون دیگر به تنهایی نمی­توانند راهگشا باشند و برای توسعه پایدار شهری در افق آینده لازم است تا از چارچوب­‌های نوینی همچون آینده­نگاری شهرهای هوشمند استفاده نموده و برنامه­ریزی­های شهری را با رویکردهای سناریوپردازانه مبتنی بر آینده‌­نگاری ترکیب نمود (Zali et al, 2016). به کمک سناریوپردازی می­توان آینده‌­های بدیل پیش­روی شهرهای هوشمند را ترسیم نمود و به فهم برنامه­ریزان و سیاست­پردازان شهری جهت­دهی نمود. با توجه به اینکه یکی از ضعف­های بالقوه سناریوپردازی این است که به تنهایی نمی­تواند فهم جامعی در خصوص نتایج حاصل از وقوع هریک از سناریوها ارائه دهد لذا لازم به نظر می­رسد تا از ابزارهای تکمیلی جهت آینده‌­نگاری راهبردی شهرهای هوشمند بهره برد.هدف: هدف این پژوهش، تبیین الگوی نظری تحقق شهر هوشمند در افق 1415 در چارچوب آینده‌نگاری راهبردی با استفاده از ابزارهای مکمل جهت پوشش دهی به ضعف‌­های روش سناریونگاری است تا خط فکری جامعی در سیاست­پردازان و مدیران شهری ایجاد نماید و موانع مدیریت و پیشران‌­های کلیدی موثر بر این فرایند را برای اذهان برنامه­‌ریزان شهری در افق 1415 مطابق با اسناد بالادستی فراهم آورد.روش: برای تحقق این منظور، ابتدا مهمترین پیشران­ها و موانع تحقق شهر هوشمند در قالب سناریوهای مختلف شناسایی شده و سپس در قالب Mental Modeler و به کمک مدل FCM دسته­بندی شده­‌اند. نتایج بدست آمده از خبرگان پژوهش با استفاده تکمیل ماتریس اثرات عناصر بر همدیگر منجر به تدوین نقشه شناختی فازی تحقق شهر هوشمند شده­است که برای کمک به درک و فهم بهتر به صورت گرافیکی نیز ارائه شده و مرکزیت و تأثیرگذاری عوامل تصویر گردید.یافته‌ها: خروجی‌­ها نشان می­‌دهد که در دسته عناصر از نوع موانع تحقق شهر هوشمند عناصر «عدم رعایت اصل عدالت، توازن و تعادل در ابعاد اکولوژیکی، اجتماعی و اقتصادی (فقدان مدیریت بهینه منابع شهری)»، «کالایی شدن زمین» و «عدم توسعه متوازن و رشد لجام گسیخته شهری و ظهور بافت­‌های مسئله‌دار» به ترتیب با شدت 58/8، 92/7 و 65/7 بیشترین تأثیرات را از سایر عناصر مدل پذیرفته‌­اند. از حیث اثرگذاری بر مبنای نتایج حاصله، دو عدم قطعیت «افزایش روند مهاجرپذیری شهرها» و «تولید و تحویل آنی (اقتصاد آنی اشیا)» بیشتر از همه عناصر اثرگذار بوده­اند.نتیجه­‌گیری: در انتها بر اساس نتایج، الگوی نظری تحقق شهرهای هوشمند بر اساس روش اینده­‌نگارانه ترکیبی ارائه شده است.