بازخوانی تجربه سیاست‌های اجتماعی ناظر بر ریسک‌های کودکان در ایران معاصر

نویسندگان

1 دانشیار گروه برنامه‌ریزی اجتماعی دانشگاه تهران

2 کارشناس ارشد سیاست اجتماعی دانشگاه تهران

doi
10.22059/jsr.2016.57040
چکیده

ریسک و کنترل آن، زمانی معنی می­یابد که نیرویی جمعی آگاهانه برای کنترل آن تشکیل شود و در مورد چگونگی کنترل آن ریسک فکر کنند و چاره‌اندیشی کنند. دوره کودکی بنا به جایگاهی که در چرخه زندگی هر فرد دارد، ریسک­های خاص خود را دارد. شناسایی، کنترل و ارائه سازوکارهای معین در باب ریسک­های دوره کودکی همواره موردنظر سیاستگذاران اجتماعی بوده است. سوالات اصلی این پژوهش از این قرار هستند که از چه زمانی در ایران اتفاقات و رخدادهایی که کودکان را تهدید می­کند، به­عنوان ریسک شناخته شدند؟ این ریسک­ها در چه قالبی قابل‌دسته­بندی می­شوند؟ تاکنون چه سیاست­های اجتماعی­ای برای کنترل این ریسک­ها اعمال شده­اند. این مقاله، با روش اسنادی و تاریخی، فرایند توجه به ریسک­های کودکان در ایران را بررسی می­کند. بنا به شواهد تاریخی، خاستگاه شناسایی و کنترل ریسک­ها در ایران را می­توان در دوره امیرکبیر یافت. به­طور کلی دو دسته از ریسک­ها کودکان را تهدید می­کنند. ریسک­های اساسی-قابلیتی و ریسک­های ثانویه. ریسک­های اساسی-قابلیتی به­لحاظ زمانی به ریسک­های ثانویه تقدم دارند. در ایران می‌توان دوران صدارت امیرکبیر را بزنگاه و نقطه­شروع توجه به ریسک­های کودکان دانست؛ دورانی که بلایا و رخدادها، صرفا به خداوند و زندگی الهی و دینی نسبت داده نشدند و به­عنوان پدیده­هایی قابل‌پیش‌بینی و پیشگیری معرفی شدند و مهم‌تر این‌که، سیاست­هایی در جهت کنترل آن­ها تعبیه شد. این دسته از ریسک‌های شناخته­شده را می­توان در قالب ریسک­های اساسی-قابلیتی دسته­بندی کرد. کنترل این ریسک­ها سازوکار خاص خود را دارد. توجه به این ریسک­ها و کنترل آن­ها تا اوخر دوران پهلوی و سپس در بعد از انقلاب اسلامی‌با تغییر شکل کیفی ادامه یافت. در سال 1373 شمسی با شکل­گیری انجمن حمایت از حقوق کودک و با تلاش این انجمن، دور جدیدی از توجه به ریسک­های کودکان، یعنی ریسک­های ثانویه مطرح شد و در سال 1381 به‌طور رسمی‌موردتوجه قرار گرفت. بحث از این دسته از ریسک­ها، پیشتر در غرب مطرح شده بود و سازمان­ها و انجمن‌هایی در آن­ها فعالیت می­کردند.­