شناخت بُعد دیگر وبر؛ وبر ماتریالیست

نویسندگان

1 استاد گروه جامعه‌شناسی دانشگاه تهران

2 دانشجوی دکتری جامعه‌شناسی توسعه اجتماعی دانشگاه تهران

doi
10.22059/jsr.2016.57043
چکیده

وبر از سویی در اخلاق پروتستان متوجه شده بود که ایده­های مذهبی بر منافع اثر می­گذارند، از سوی دیگر قائل به رابطۀ علی برعکسی در اخلاق اقتصادی مذاهب جهان بود که در جامعه­شناسی تطبیقی دین او به­خوبی نمایان می­شود. ارزش­ها که در اخلاق پروتستان و روح سرمایه­داری نقش ابتدایی و اصلی داشتند، در دیگر مقاله­های او به­ویژه مطالعات تطبیقی مذاهب به پدیده­های ثانویه تحول می­یابند و حوزۀ منافع در بسیاری از موارد، نقش ابتدایی و اصلی را به­دست می­آورد. این تغییر دیدگاه وبر، یعنی پررنگ‌شدن حوزۀ منافع نسبت به حوزۀ ارزش­ها، بیشتر به­طور تلویحی و گاه به­طور مستقیم دیده می­شود. هدف این مقاله این است که با استفاده از تحلیل متون و مقاله­های اخیر وبر در زمینۀ ادیان و به­خصوص دین اسلام، بدین پرسش پاسخ دهد که آیا حوزۀ دینی همچنان برای او متغیر اصلی باقی می­ماند؟ تا چه حد تبیینات اخیر را می­توان ماتریالیستی قلمداد کرد؟ آیا تبیین وبر در مورد اسلام، ماتریالیستی است؟ نتایج این پژوهش نشان می­دهد که تمام پیش‌فرض­های مهم او در اولین مقاله­اش با عنوان اخلاق پروتستان و روح سرمایه­داری، همان اثری که برای او شهرت جهانی آورد و انگیزۀ مطالعات تطبیقی او شد، با مطالعات تطبیقی بعدی وی هم­جهت نبود. در حقیقت، مطالعۀ اخلاق اقتصادی مذاهب جهان، اطلاعاتی علیه چیزی فراهم می‌کند که وبر تقریباً در طول یک نسل روی آن کار کرده بود.