مهار ترکیبی HMG-CoA ردوکتاز و سیستم رنین-آنژیوتانسین، کاردیوتوکسیسیتی ناشی از دوکسوروبیسین را در مدل موش صحرایی آلبینو کاهش می‌دهد

نویسندگان

1 بیمارستان الشفاء، اداره بهداشت نینوا، موصل، عراق.

2 گروه فارماکولوژی و سم‌شناسی، دانشکده داروسازی، دانشگاه موصل، موصل، عراق

doi
10.22103/jab.2025.25469.1722
چکیده

هدف: سمیت قلبی مرتبط با دوکسوروبیسین همچنان یک چالش بالینی مهم محسوب می‌شود. هدف این مطالعه بررسی اثرات هم‌افزای محافظت قلبی ناشی از ترکیب سیمواستاتین و لوزارتان در برابر آسیب قلبی القا شده توسط دوکسوروبیسین بود.مواد و روش‌ها: در این مطالعه، ۴۲ موش ویستار آلبینو وارد شدند و به گروه‌های نر و ماده کنترل، گروه‌های نر و ماده دوکسوروبیسین و گروه‌های نر و ماده دریافت‌کننده سیمواستاتین + لوزارتان + دوکسوروبیسین تقسیم شدند. نمونه‌برداری در روز ۱۶ شامل جمع‌آوری خون و برداشت بافت پس از کشتار حیوان انجام شد. نمونه خون اولیه در روز صفر، پیش از هرگونه مداخله، جمع‌آوری شد. آسیب قلبی از طریق بررسی‌های بافت‌شناسی و تحلیل بیوشیمیایی نشانگرهای قلبی از جمله فاکتور نکروز توموری-آلفا (TNF-α)، تروپونین قلبی (TNNI3) و پروتئین متصل‌شونده به اسید چرب نوع قلبی (FABP3) ارزیابی شد. نتایج: تحلیل بافت‌شناسی نشان داد که درمان ترکیبی به طور قابل‌توجهی آسیب قلبی القا شده توسط دوکسوروبیسین را کاهش داده و تنها احتقان خفیف عروقی را در مقابل احتقان شدید آندوکارد، نفوذ سلول‌های التهابی و نکروز سلول‌های ماهیچه‌ای در گروه دریافت‌کننده دوکسوروبیسین به تنهایی نشان داد. در گروه درمان ترکیبی، تشکیل بافت فیبری نازک بین دسته‌های عضلانی و ادم بینابینی خفیف مشاهده شد که حاکی از فرایند بازسازی و ترمیم فعال بافتی است. از نظر بیوشیمیایی، گروه‌های کنترل سطح پایه پایداری را در طول مطالعه حفظ کردند (TNF-α: 49.3±2.5 to 48.5±1.2; troponin: 11±0.3 to 11.7±0.5; FABP3: 0.55±0.09 to 0.66±0.09). درمان ترکیبی حفاظت قابل‌توجهی از قلب در هر دو جنس فراهم کرد؛ به‌طوری‌که در موش‌های نر تغییرات معناداری در TNF-α (56.3±4.1 to 59.4±6.3, p=0.53)، تروپونین (12.2±1 to 11.8±0.9, p=0.22) و FABP3 (0.67±0.1 to 0.74±0.05, p=0.63) مشاهده نشد. موش‌های ماده نیز حفاظت مشابهی با سطوح TNF-α (60.9±7.4 to 56.2±11.3, p=0.6)، تروپونین (10.8±0.7 to 11.7±0.8, p=0.1) و FABP3 (0.6±0.11 to 0.68±0.08, p=0.9) نشان دادند و در محدوده‌های طبیعی باقی ماندند. نتیجه‌گیری: ترکیب سیمواستاتین و لوزارتان اثرات محافظت قلبی هم‌افزایی در برابر سمیت قلبی ناشی از دوکسوروبیسین نشان داد که از طریق مکانیسم‌های دوگانه شامل حفاظت پلی‌تروپیک ناشی از استاتین و مهار گیرنده آنژیوتانسین عمل می‌کند. این درمان ترکیبی عملکرد قلب را حفظ کرده، از افزایش نشانگرهای آسیب قلبی جلوگیری نموده و بازسازی مفید بافتی را ترویج داد. این یافته‌ها نشان می‌دهند که درمان ترکیبی سیمواستاتین-لوزارتان می‌تواند یک راهبرد محافظت قلبی امیدبخش برای بیماران دریافت‌کننده شیمی‌درمانی با دوکسوروبیسین باشد و امکان دستیابی به درمان بهینه سرطان را با کاهش عوارض قلبی فراهم آورد.