ارزیابی مزرعه‌ای چند قارچ کش در کنترل بیماری سیاهک دروغی برنج

نویسندگان

1 دانشجوی سابق کارشناسی‌ارشد گروه گیاهپزشکی دانشکده علوم کشاورزی دانشگاه گیلان

2 کارشناس ارشد بخش گیاهپزشکی مؤسسه تحقیقات برنج کشور- رشت

3 استادیار پژوهش، بخش گیاهپزشکی مؤسسه تحقیقات برنج کشور- رشت

4 استاد گروه گیاهپزشکی دانشکده علوم کشاورزی دانشگاه گیلان

5 کارشناس بخش گیاهپزشکی مؤسسه تحقیقات برنج کشور- رشت

doi
چکیده

بیماری سیاهک دروغی برنج با عامل Ustilaginoidea virens (Cooke) Takahashi طی سال‌های اخیر به عنوان یکی از بیماری‌های برنج در بسیاری از شالیزارهای استان گیلان شناخته شده است. تحقیق حاضر به منظور ارزیابی کنترل شیمیایی بیماری سیاهک دروغی با کاربرد قارچ­کش‌های تری‌سیکلازول (75%)، کاربندازیم+ایپرودیون (5/52% Rovral-T-S®)، اکسی‌کلرور ‌مس (35%)، پروپیکونازول ( 25% Tilt®) و آزوکسی‌ستروبین+سیپروکونازول (28% Amistar Xtra® SC) به ترتیب به نسبت‌های 5/0، 1 و 3 کیلوگرم و 1 و 6/0 لیتر در هکتار در مراحل رشدی 50 درصد آبستنی و آغاز ظهور خوشه روی رقم حساس خزر در مزرعه‌ای با سابقه آلودگی چند ساله در منطقه آبکنار در کنار تالاب انزلی به مدت دو سال اجرا شد. تجزیه داده‌ها نشان داد که در سال اول (1390)، قارچ­کش‌های پروپیکونازول، اکسی‌کلرور ‌مس و آمیستار اکسترا® اثر معنی‌داری در کاهش تعداد پنجه‌های آلوده و اسپوربال در هر مترمربع و کاهش شدت بیماری داشتند، در حالی که تفاوت اثر قارچ­کش‌های تری‌سیکلازول و رورال‌تی‌اس® از شاهد معنی­دار نبود. در سال دوم (1391)، علی‌رغم ظهور شدید بیماری، کاربرد قارچ­کش پروپیکونازول با کاهش 92/83، 62/80 و 01/83 درصد به ترتیب در تعداد اسپوربال، تعداد پنجه آلوده و شدت بیماری نسبت به شاهد، مؤثرتر از بقیه قارچ­کش‌ها بود. بنابراین، کاربرد قارچ­کش پروپیکونازول در مرحله آبستنی برای کاهش بروز بیماری سیاهک دروغی برنج در شالیزارهای شمال کشور توصیه ‌می­شود.