تعیین نسبت بهینه اختلاط آب چاه و پساب شهری برای بیشینهسازی عملکرد ذرت علوفهای با استفاده از الگوریتم ژنتیک
نویسندگان
1 استادیار، گروه مهندسی آب، دانشکده مهندسی زراعی، دانشگاه علوم کشاورزی و منابع طبیعی، ساری، ایران.
2 دانشجوی کارشناسی ارشد آبیاری و زهکشی، گروه مهندسی آب، دانشکده مهندسی زراعی، دانشگاه علوم کشاورزی و منابع طبیعی، ساری، ایران.
3 دانشیار، گروه مهندسی آب، دانشکده مهندسی زراعی، دانشگاه علوم کشاورزی و منابع طبیعی، ساری، ایران.
4 دانشیار، گروه مهندسی آب، دانشکده کشاورزی، دانشگاه تبریز ایران.
doi
10.22092/jwra.2026.371395.1101چکیده
این پژوهش با هدف تعیین ترکیب بهینه پارامترهای کیفی آب برای حداکثرسازی عملکرد ذرت علوفهای با استفاده از الگوریتم ژنتیک انجام شد. در این مطالعه، تعداد 45 داده عملکرد ذرت علوفهای حاصل از پنج تیمار در سه تکرار طی سه سال زراعی در استان مازندران جمعآوری گردید. پارامترهای کیفی آب شامل: هدایت الکتریکی (EC)، سدیم (Na+)، کلسیم (Ca2+)، منیزیم (Mg2+) و نسبت جذب سدیم (SAR) اندازهگیری شد. پس از توسعه سه مدل رگرسیونی مختلف، مدل تعاملات به عنوان مدل برتر با ضریب تعیین تعدیلشده 0/99 انتخاب گردید. بهینهسازی پارامترها با استفاده از الگوریتم ژنتیک با جمعیت اولیه ۵۰ کروموزوم انجام شد. نتایج بهینهسازی نشان داد که ترکیب بهینه پارامترها شامل هدایت الکتریکی dSm-1 1/18، سدیم میلی اکوالانت در لیتر 1/65، نسبت جذب سدیم 1/04، کلسیم میلی اکوالانت در لیتر 2/86 و منیزیم میلی اکوالانت در لیتر 41/60 میباشد. نتایج نشان داد که بین تیمار 75% پساب شهری تصفیهشده و 100%پساب شهری تصفیهشده منطقهای بهینه وجود دارد که با تنظیم دقیقتر نسبتهای یونی میتوان به آن دست یافت. این ترکیب بهینه منجر به عملکرد پیشبینیشده 9/26 تن در هکتار گردید که این امر سبب بهبود ۱۰% نسبت به عملکرد بهترین تیمار موجود و3/27% نسبت به میانگین عملکرد ذرت علوفهای شد. بررسی نتایج نشان داد که مدل توسعهیافته از دقت پیشبینی بسیار بالایی برخوردار بوده و الگوریتم ژنتیک ابزار کارآمدی برای بهینهسازی چندپارامتری کیفیت آب آبیاری است. این رویکرد میتواند در مدیریت عملیاتی مزارع ذرت برای دستیابی به عملکرد بهینه مورد استفاده قرار گیرد.