بررسی جامعهشناختی تأثیرات طب ایرانی - اسلامی بر نظام طب چینی (مطالعهی موردی: تالیف کتاب «هوی هوی یائو فانگ» در چین)
نویسندگان
1 استادیار گروه جامعهشناسی دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران
2 دانشجوی رشته ایرانشناسی دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه تهران
doi
10.22059/jsr.2015.56318چکیده
این مقاله به بررسی عوامل جامعهشناختی و روندهای تاریخی دخیل در تاثیرگذاری طب ایرانی-اسلامی بر نظام طب چینی اختصاص دارد. مقاله نشان میدهد که سیاستهای داخلی و خارجی حکومت چین، جنگها، رویهی باجستانی، گسترش زبان فارسی، و تجارت از جمله مهمترین عوامل موثر بر گسترش و پذیرش نظام طب ایرانی-اسلامی در چین بوده است. از حیث تاریخی نیز تشکیل امپراتوری بزرگ مغول (تاسیس امپراتوری یوآن در چین و حکومت نوادگان چنگیز و ایلخانان مغول در ایران) موجب برقرار شدن رویههای نسبتاً واحد و مشترک در دو کشور شد، و امکان تبادل فرهنگی بهخصوص در حوزهی پزشکی بین ایران و چین به اوج خود رسید. مقاله نشان میدهد که نظام طب ایرانی-اسلامی عموماً در سه شکل رواج داروها و نسخههای طبی، تئوریها و فنون درمانی، و تالیف کتب پزشکی، بر نظام طب چینی اثر گذارده است. تالیف کتاب «هوی هوی یائو فانگ» بهعنوان یک دانشنامهی بزرگ طبِ اسلامی که مجموعهی وسیعی از نسخ طبی و داروهای گیاهی ایرانی و اسلامی را دربرمیگیرد، نقطهی عطف اثرگذاری طب ایرانی–اسلامی و نفوذ و پذیرش آن در نظام طب چینی است. این کتاب در اوایل سلسلهی مینگ[1] (1644-1368 م.) توسط جمعی از علما و اطبای مسلمانِ چینی بهزبان چینی تالیف شده، و منابع آن عموماً کتب و نسخ پزشکان مسلمان نظیر ابنسینا و رازی است. بهعلاوه این کتاب براساس نظریهی عناصر اربعه نگاشته شده که اساساً متفاوت و مجزا از نظریهی عناصر پنجگانه در نظام شناختی چینی است. این مقاله با اتکا به جهتگیری نظری جامعهشناسی تطبیقی-تمدنی علم، و براساس مطالعهی اسناد و مدارک تاریخی، بهخصوص منابع چینی نگاشته شده است. [1] 明 / ming