مؤلفههاى زبانشناسی جغرافیایی در سفرنامههای عربی (قرن سوم تا هشتم هجری)
نویسندگان
1 دانشگاه کاشان
2 دانشگاه کاشان
3 دانشگاه کاشان
doi
10.22067/jall.2025.90884.1479چکیده
نوشتههای جغرافیایی و سفرنامهها، سرچشمۀ بسیاری از نادانستههای انسان معاصر از دنیای قدیم است و با نگاه به آنها می-توان شناختی بهتر و دقیقتر از شیوۀ اندیشهورزی، سخنگویی، آیینها و باورهای مردم سرزمینهای گوناگون یافت. سفرنامه-نویسی و نگارش کتابهای جغرافی با موضوع انسانی، کمابیش از سدۀ سوم هجری آغاز و در سدۀ چهارم به اوج میرسد. یکی از موضوعهایی که در این نوشتهها نمودی گاه پُررنگ و بیشتر، کمرنگ دارد، اشارۀ نویسندگان به موضوعهای زبانی است. زبانشناسی جغرافیایی که از شاخههای نورستۀ زبانشناسی است میکوشد با مطالعۀ این نوشتهها، تصویری از گونههای زبانی و گویشی و پراکندگی آن در مناطق گوناگون، پیش روی خواننده بگذارد. این جستار با بیرونکشیدن مؤلفههای زبان-شناسی جغرافیایی از سفرنامههای عربی سدههای سوم تا هشتم هجری و تحلیل دادههای زبانی، به ارزش فرهنگی، سیاسی و حتی اقتصادی این دادهها برای پژوهشگر معاصر اشاره میکند.از آنجا که دربارۀ پیوندهای زبانی در سرزمینهای گشودهشده پس از اسلام، نوشتههای جداگانۀ کمتری هست، سفرنامهها سرچشمهای ارزشمند و مطمئن برای نشاندادن اندازۀ نفوذ زبانی، دینی و سیاسی گروهها یا حکومتها بهویژه اسلام در سرزمینهای گوناگون بهشمار میآید و این، بر بایستگی انجام پژوهش تأکید دارد. هدف نگارندگان، بررسی سیر تاریخی مؤلفهها و پیوندهای زبانیِ بازتابیافته در سفرنامههای سدههای سوم تا نهم است. مطالعه نشان میدهد که چندزبانگی، ویژگی-های گویشی هر منطقه، پراکندگی جغرافیایی لهجهها و زبانها، همسنجی ساختاریِ واژهها، کمارزشدانستنهایِ ذوقی برخی لهجهها و بیان علت نامگذاری جایها و کسان، مهمترین مایههای زبانی است که در سفرنامهها بازتاب یافته و هریک، پرده از مسائل اجتماعی، دینی، تاریخی و سیاسی سرزمینهای گوناگون اسلامی برمیدارد.