بازخوانی ابعاد نشانهشناختی معلقه امروالقیس بر اساس نظریه چارلز پیرس
نویسندگان
1 دانشگاه تهران
2 استادیار گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه آزاد اسلامی
doi
10.22067/jall.2026.90487.1471چکیده
معلقه امروالقیس منبعی غنی، مبتنی بر بینش فرهنگی و تاریخی دوره جاهلی است. مفاهیم شعری این معلقه به لحاظ انعطافپذیری تفسیری، تعامل پویا بین تصاویر و معانی چند سطحی حائز اهمیت است. نگارندگان در این پژوهش بنا به ضرورت واکاوی و بازنمایی وجوه پنهان متون ادبی از منظر نظریات جدید، با رویکرد نقادانه و به روش توصیفی ـ تحلیلی، به بررسی ابعاد نشانهشناختی مفاهیم معلقه امروالقیس از دریچه مدل چارلز سندرز پیرس پرداختهاند که با مولفههای نشانهساز (بازنمون، شیء و تصور ذهنی) ساختاری محکم برای تحلیل لایههای معنایی نهفته در این معلقه بهدست میدهد. این پژوهش با تبیین تصاویر تشبیهی و نمادی اطلال و طبیعت بر پایۀ نشانههای شمایلی، نمایهای و نمادی، ضمن رمزگشایی فرهنگی، اهمیت شناخت نشانهها در کالبدشکافی معنایی را بیان میدارد و تبیین مینماید که کاربست نشانههای مختلف در توصیفات به چه شکل در انتقال مضامین و احساسات راهگشاست. پژوهش حاضر با ارائه روشی ساختاریافته برای کشف تأثیر متقابل بین فرم و محتوا، ضمن برملا ساختن ماهیت پویا و چندوجهی شعر امروالقیس، عملکرد مفاهیم معلقۀ این شاعر را بهعنوان نشانههای برجسته فرهنگی عصر جاهلیت مینمایاند و براساس شواهد شعری بیان میدارد که انواع نشانههای مذکور، به شکل مستقل و ترکیبی در ابیات بهکاررفتهاند؛ اما به دلیل کثرت تشبیهات حسی به حسی، بسامد نشانۀ شمایلی بیشتر است. نشانههای نمادی نیز بهمثابه مقوم بُعد معنایی در سه سطح اولیت و ثانویت و ثالثیت پیوندی ناگسستنی و چندوجهی میان فردیت شاعر، جامعۀ جاهلی و تبار قوم عرب برقرار میکند. نشانههای نمادی، وجوه برجسته اندیشگانی شعر را برپایۀ تباینهای دوجزئی و بسط چهار مضمون زن، اسب، شب و آب، بهعنوان ارکان نقشآفرین در حیات جاهلی، نمایان میسازد و از این رهگذر، بنمایههای غلبۀ نگاه مردانه در رویارویی با عشق و دیگر مظاهر زندگی در معلقۀ مورد بحث و بهطریق اولی در نظام فکری عصر جاهلی آشکار میگردد.