خوانش اکوفمینیستیِ داسـتــان «زنــان بــدون مــردان»
نویسندگان
1 دانشیار پژوهشکده ادبیات، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، تهران، ایران
doi
10.22067/jls.2022.71721.1133چکیده
اکوفمینیسم از تلاقی جنبشهای محیطزیستی و موج سوم فمینیسم سر برآورد و موفقیت در دستیابی به اهدافِ این دو جنبش را به هم پیوند زد. اکوفمینیستها تلاش میکنند پیوند میان زن و طبیعت را چه مبتنی بر رویکرد ذاتگرایانه و چه مبتنی بر رویکرد ساختگرایانه تا عصر اسطوره دنبال کنند. زنان و مسائل آنها در داستانهای شهرنوش پارسیپور محوریت دارند. از سوی دیگر بهویژه در داستان زنان بدون مردان ذهن و زندگی زنان بهنوعی با طبیعت بهویژه با درخت، گره خورده است. اوج این گرهخوردگی زمانی است که زنان داستان، نخستین گامها را در جهت رهایی از سلطه و رسیدن به آگاهی و ورود به جامعه برمیدارند. این پژوهش با رویکرد توصیفی‑تحلیلی در پی یافتن مناسبات مردان و زنان و رابطه و پیوند زنان با طبیعت در این داستان است. نتایج این تحقیق نشان داد زنان با گریز از سلطۀ فرهنگ مردسالارانه به معرفت زنانه نسبت به خود، بدن خود و جامعه دست پیدا میکنند. این به معنای گریز مطلق از مردان نیست، بلکه گرایش طبیعی به باروری ممکن است آنها را بهسوی مردان بازگرداند؛ اما برخی از شخصیتهای زن داستان که نسبت به مردان خوشبینی لازم را ندارند مسیری دیگر پیش میگیرند و آن، پیوستن به طبیعت و باروری در عین بکارت است؛ شیوهای که آنها را با طبیعت بکر و دوشیزۀ مادران مقدس در تاریخ و اسطوره پیوند میزند. در این داستان شاهد رابطه نامناسب مردان اقتدارگرای این داستان همزمان نسبت به زنان و طبیعت هستیم.