قصۀ «معاشران» در تاریخ (فرآیند شکلگیری شخصیت «معاشر» و بازتاب آن در ادبیات فارسی)
نویسندگان
1 دکترای زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه شهید چمران، اهواز، ایران
2 کارشناس ارشد زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه شهرکرد، شهرکرد، ایران
doi
10.22067/jls.2022.72866.1174چکیده
تغییر شرایط تاریخی‑فرهنگی و دگرگونی انواع بافتها، باعث فراموشی بخشی از دلالتهای واژۀ «معاشر» شده است. این دلالات گمشده، بر طبق سنجش روابط همنشینی و جانشینیِ واژگان متون، قابل بازشناسی است. فرهنگهای لغت برای واژهٔ «معاشر»، معانی «دوست» و «همنشین» را ضبط کردهاند؛ اما دلالات یاد شده، نه در محور همنشینی و نه در محور جانشینی، نظام معنایی بسیاری از ابیات، از جمله این بیتِ سعدی: «سر کوی ماهرویان همه روز فتنه باشد / ز معربدان و مستان و معاشران و رندان» را پشتیبانی نمیکنند. گویاست که در این بیت، واژهٔ «معاشر» از نظر شمول معنایی، با واژههای «رند»، «مست» و «مُعَربد» همشمول است. واژهٔ «معاشر» در این زمینه به معنی «فردی اهل عشرت، بزم و لهو» در زمینهای غیراخلاقی است. این معنی هم برای افراد عیاش و هم برای گروهی که شغل آنها «عشرتآفرینی» بوده، به کار میرفته است. برخی از «معاشران» با عنوان «ندیمان معاشر» در دربارها نقش مدیریت و خدمترسانی به میزبانان را در مجالس بزم بر عهده داشتهاند. انوری، یکی از مشاهیر معاشرانِ دربار سلجوقی را با نام «اکرم معاشر» شناسانده است. در این پژوهش، افزون بر معرفی و ریشهشناسی تاریخیِ دلالت جدید «معاشر»، به زیرساختهای شکلگیری «طبقهٔ معاشران» نیز پرداخته شده است.