تأملی در نظریه ‏ی ریزشی - چرخشی ابن خلدون از منظر مدرنیته‏ ی سیاسی

نویسندگان

1 دانش‌یار گروه علوم اجتماعی دانشگاه ایلام

2 دانشجوی دکتری بررسی مسائل اجتماعی دانشگاه تهران

doi
10.22059/jsr.2014.56307
چکیده

مقاله‌ی حاضر تلاش می­کند به تحلیل نظری این مسئله بپردازد که آیا نظریه­ی چرخشی-ریزشی ابن‌خلدون در باب دولت ازمنظر مدرنیته‌ی سیاسی، توان تبیین مکانیسم و دینامیسم دولت را دارد؟ برای پاسخ به این سئوال، ابتدا برمبنای پاره­ای از ره‌یافت­های نظری موجود در زمینه­ی مدرنیته‌ی سیاسی، خواص و کارکردها و مفاهیم موجود در گفتمان سیاسی مدرن، معرفی شده و سپس این بررسی با آرای ابن‌خلدون و گفتمان سیاسی او به مواجهه نهاده شده است. نگارنده برمبنای این تحلیل نظری نشان داده است که از آن‌جایی که آرای ابن‌خلدون به‌عنوان یک نظام حقیقت، برساخته­ی شرایط و اقتضائات جامعه‌ی زمان خود است و در چهارچوب اجتماعی، سیاسی و اقتصادی خاصی پرورش یافته است، به‌لحاظ نظری عموما و از جنبه­های معرفت‌شناسی و انسان‌شناسی خصوصا، کفایت و توانایی لازم را برای تبیین تحولات و دگردیسی دولت مدرن ندارد و بنابراین تلاش پاره‌ای از جریان‌های فکری و بعضا ایدئولوژیک جهت تسری و تعمیم آرای او به دولت مدرن امروزین، جز اتلاف و هدر دادن وقت و توان برنامه­های تحقیقاتی در باب مدرنیته و جامعه‌ی جدید نخواهد بود.