مقایسه کاربرد هوش مصنوعی با روش های سنتی در تعیین سرزندگی فضاهای شهری در ایران(نمونه مورد مطالعه، شهر مشهد)
نویسندگان
1 دانشیار گروه جغرافیا و برنامهریزی شهری، دانشگاه پیامنور، تهران، ایران
doi
10.22124/upk.2023.23507.1825چکیده
بیان مسئله: سرزندگی یکی از شاخصهای ضروری برای ارزیابی جذابیت و پتانسیل فضاهای شهری است. این شاخص عمدتا با نوع و حجم فعالیت شهروندان مشخص میشود. معمولا ویژگیهای محیطی بر رفتار عابران و در نتیجه سرزندگی فضاهای شهر تأثیرگذار است؛ اما تعیین کمیت این تأثیر به راحتی ممکن نیست. به همین دلیل، تاکنون روشهای متعددی برای این منظور، مورد استفاده قرار گرفته است. هدف: هدف این بررسی، تعیین قابلیت روشهای سنتی و مدرن در زمینه تعیین سرزندگی فضاهای شهری بود. روش: در این بررسی، با استفاده از روش توصیفی و تحلیلی، وضعیت سرزندگی در بخشی از پنج خیابان نسبتا متفاوت(جنت، چمران، امام خمینی، مدرس و گلستان) در شهر مشهد، با شیوههای مختلف مورد ارزیابی قرارگرفت. به دلیل محدودیتهای متعدد، تنها به مقایسه روشهای نظرسنجی، ارزیابی میدانی و بهرهمندی از روش هوش مصنوعی برای تحلیل تصاویر تهیه شده، اکتفا شد. یافتهها: یافتههای روشهای بهکار رفته نشان داد که به طور معمول، عرض و شفافیت، اثر مثبتی بر سرزندگی دارد و در بین روشهای مورد استفاده، هوش مصنوعی به لحاظ هزینههای مادی و زمانی و آسانی تکرار از سایر روشها بهتر است. اما به دلیل حساسیت نهادهای انتظامی و امنیتی، کاربرد آن در ایران و به طور مشخص شهر مشهد، بسیار مشکل میباشد. نتیجه گیری: با توجه به قابلیت روش هوش مصنوعی و ضرورت ارزیابی سرزندگی فضاهای شهری در قلمروهای وسیعتر، بهتر است با هماهنگی نهادهای امنیتی و انتظامی، شرایطی فراهم گردد که کاربرد این روش تسهیل گردیده و قلمروهای گستردهتری از شهرهای ایران مورد مطالعه قرارگیرد.