بررسی اثر تغییر اقلیم بر عملکرد دانه و زیست‌توده گیاه گندم در دو سطح تنش شوری و آبی

نویسندگان

1 دانشیار گروه مهندسی آب، دانشکده آب وخاک، دانشگاه زابل

2 دانش آموخته دکتری آبیاری و زهکشی، دانشکده آب وخاک، دانشگاه زابل و کارشناس ارشد گروه مهندسی آب، دانشکده کشاورزی، دانشگاه بیرجند.

3 دانشیار گروه مهندسی آب، دانشکده کشاورزی، دانشگاه بیرجند ، عضوگروه پژوهشی خشکسالی وتغییراقلیم، دانشگاه بیرجند.

4 دانشیار گروه مهندسی تولید وژنتیک گیاهی، دانشکده کشاورزی، دانشگاه بیرجند.

doi
10.22092/jwra.2025.368392.1069
چکیده

استفاده از مدل‌های گیاهی در تعیین عملکرد گیاهان و زمان‌بندی متناسب آبیاری از مدیریت‌های کارآمد در زمینه توسعه پایدار منابع آب در کشاورزی است. هدف از این پژوهش، بررسی اثر تغییر اقلیم بر عملکرد دانه و زیست­ توده گیاه گندم در دو سطح تنش­ شوری (1/6 و 6/0 dS/m) و پنح سطح تیمار آبی (دیم، 50، 75، 100 و 125درصد نیازآبی) با استفاده از مدل گیاهی AquaCrop در دوره­های پایه (2004-1975) و آتی (2025-2054) در منطقه بیرجند واقع در استان خراسان جنوبی است. برای پیش­بینی عوامل بارش و دمای حداکثر و حداقل در دوره آتی در محدوده مورد مطالعه از پنج مدل تغییراقلیمIPSL-CM5A-LR, MIROC-ESM, CSIRO-MK3.6, HADGEM2-ES, GFDL- ESM2M تحت سناریوهای انتشار RCP4.5 و RCP8.5 استفاده شد که از این میان مدل CSIRO-MK3.6 با استفاده از روش وزن­دهی و معیارهای عملکردی، به عنوان مدل برتر انتخاب شد. نتایج نشان داد که مقدار بارش پیش­بینی شده برای دوره آتی نسبت به دوره پایه، در هر دو سناریوی انتشار کاهش داشت ولی میانگین سالانه دمای حداکثر و حداقل در دوره آتی نسبت به دوره پایه در هر دو سناریو انتشار، افزایش یافت. بر اساس نتایج، تیمار دیم در دوره پایه وآینده، عملکرد دانه گندم نداشته است، این در حالی است که بیشترین میزان عملکرد دانه مربوط به تیمارهای 100% و 125% نیازآبی گیاه به­ترتیب برای مقادیر سناریو RCP4.5 برابر با 3/834 و 4/032 تن در هکتار  و برای سناریو RCP8.5 برابر با 3/822 و 4/17 تن در هکتار است. در نهایت مقادیر کاهش عملکرد دانه با شاخص خشکسالی SMDI مقایسه شد و نتایج نشان داد که در سطوح تنش شوری و آبی زیاد، بیشترین تاثیر خشکسالی مشاهده می شود.