تحلیل حوزه ی عمومی پست مدرن با کاربرد روش واژگونی فوکو در مطالعه ی رسانه های نوین
نویسندگان
1 دانشیار گروه ارتباطات دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران
2 دانشجوی کارشناسی ارشد مجموعهی علوم ارتباطات اجتماعی دانشگاه تهران
doi
10.22059/jsr.2014.56274چکیده
این مقاله سعی بر این دارد تا به مطالعهی نقش قدرت و عوامل شکلگیری حوزهی عمومی در عصر پستمدرن بپردازد. بر این اساس از روش واژگونی فوکو استفاده میکنیم تا منابع تولیدی قدرت و اعمال آن در جهان پستمدرن را تحلیل کرده و در این حوزه به تولید شناخت بپردازیم. برای این امر، رویکرد تحلیلی فوکو از قدرت زیستی را مورد استفاده قرار میدهیم تا به نحوهی تولید و اعمال قدرت در عصر پستمدرن و تأثیر آن بر شکلگیری یا عدم شکلگیری حوزهی عمومی بپردازیم. در این مقاله با استفاده از روش واژگونی فوکو بهدنبال طرح گسست هایی هستیم که ممکن است در جهان پستمدرن رخ داده باشد. گسست تاریخی فوکویی ما را به دو یافتهی نظری و تجربی میرساند. گسست اول که در یک تحلیل نظری مبتنی بر جامعهی کنترلی پستمدرن با مدل هارت و نگری ارائه میشود نشان میدهد قدرت پستمدرن با «ارتباطاتی کردن» کنترل و مراقبت افراد، از رسانههای نوین بهعنوان فناوریهای کنترلی استفاده میکند. علیرغم اینکه مطالعات زیادی بر اساس رویکرد هابرماسی نشان داده که اینترنت منجر به شکلگیری و تقویت حوزهی عمومی میشود اما در اینجا این تکنولوژی ارتباطی بهعنوان «پاناپتیکن پستمدرن» و «کارخانهی مجازی»، و «کاربران» آن بهمثابه «کارگران پستمدرن» معرفی میشوند که با «کار عاطفی»، طبق مدل هارت و نگری و ژیژک، قدرت زیستی سرمایهداری را تشدید میکنند. درنتیجه امروزه «حبس، کنترل و بهرهوری» سوژهها در اینترنت، شکلگیری حوزهی عمومی را در آن دشوار میکند. گسست دوم نشان میدهد (یافتهی تجربی ما) که در این عصر، اهمیتیافتگی فرهنگ و تاریخ و محوریت آنها است که حوزهی عمومی بهعنوان ماحصل آنها و عرصهای برای تولید قدرت مردمی شکل میگیرد. نتیجهی مطالعهی میدانی موردی و اتنوگرافیک ایران که در سالهای اخیر انجام شد نشان میدهد «قدرت مردمی» که متأثر از عوامل تاریخی ایرانی و اسلامی است، منجر به شکلگیری حوزهی عمومی خودجوش در تصمیمگیریهای مردمی این فصل از تاریخ معاصر شده است. در مقام نتیجهگیری از یافتهها، این مقاله بیان میکند با توجه به تاریخی بودن فرهنگ ایرانی، کنشگران فعال این فرهنگ میتوانند با استفاده از عناصر فرهنگیِ تاریخیشان، از تکنولوژیهای ارتباطی پستمدرن قدرتزدایی کنند تا آنها را برای تقویت قدرت مردمی خود برای شکل دادن به حوزهی عمومی گستردهتر و جهانیتر به خدمت گیرند. چرا که حوزهی عمومی شکلگرفته در سالهایهای اخیر در ایران توسط مردم فقط میتواند نشاندهندهی پتانسیل آنها باشد که با استفاده از تکنولوژیهای ارتباطی معاصر، آن را جهانی کردهاند.