دلالتهای نظریه کنشگر-شبکه برونو لاتور در برنامهریزی شهری با تأکید بر سکونتگاههای غیررسمی
نویسندگان
1 دانشیار گروه جغرافیا و برنامه ریزی شهری دانشگاه تهران، تهران، ایران
2 استاد، گروه جغرافیا و برنامهریزی شهری، دانشگاه تهران، دانشکده جغرافیا، تهران، ایران
3 دانشیار گروه جغرافیا و برنامهریزی شهری، دانشگاه تهران، دانشکده جغرافیا، تهران
4 دانشجوی دکتری جغرافیا و برنامه ریزی شهری دانشگاه تهران، تهران، ایران
doi
10.22124/upk.2023.22901.1802چکیده
بیان مسئله: پیچیدگیها و تنوع مسائل شهری باعث شده که بین نظریه و عمل برنامهریزی شکاف زیادی حاصل آید و لذا حرکت و تحول در مفاهیم و عمل در برنامهریزی را ضروری ساخته است. شهرها به دلیل اینکه جزء سیستمهای پیچیده محسوب میشوند لذا نوع برنامهریزی در آنها بسیار مهم بوده و رویکردهای برنامهریزی باید با توجه به تغییرات روزافزون در شهرها تحول گردیده و افقهای نوینی را در این زمینه شناسایی نمایند.هدف: هدف پژوهش حاضر شناسایی دلالتهای نظریه کنشگر- شبکه در برنامهریزی شهری است و همچنین گسترش افقهای نوین با استفاده از نظریات فکری – فلسفی جدید در رویکردهای برنامهریزی شهری است.روش: پژوهش حاضر، از نظر نوع، بنیادی، از نظر روش کیفی و به لحاظ رویکردی، پیرو نظریه کنشگر-شبکه است. در پژوهش حاضر ابتدا به مرور اجمالی مفاهیم و اصول مهم نظریه کنشگر- شبکه پرداخته و سپس از روش دلالتپژوهی استفادهشده است. روش دلالتپژوهی از رهنمودهای یک مکتب فلسفی، رشته پایه، چارچوب، نظریه و یا مدل استفاده کرده و آنها را در حوزه تخصصی موردنظر به کار میگیرد.یافتهها: نظریه کنشگر- شبکه با رد ذاتگرایی و همچنین دوگانه طبیعت/جامعه از عاملیت کنشگران غیرانسانی به همراه انسان دفاع میکند و معتقد است کنشگران انسانی بر کنشگران غیرانسانی برتری نداشته و تمامیت در دست هیچکدام نیست. نحوه اولویتدهی به مسائل شهری، برنامهریزی شهری سیال جایگزین برنامهریزی شهری ایستا، عدم تفکیک کنشگران انسانی و غیرانسانی در برنامهریزی شهری و رویکرد مواجهه با مسائل شهری از کاربستهای نظریه کنشگر- شبکه در برنامهریزی شهری است.نتیجهگیری: نقش عوامل غیرانسانی در مسائل شهری به اندازه عوامل انسانی است و لذا در برنامهریزی شهری باید به کنشگران انسانی و غیرانسانی به یک اندازه توجه شود. در برنامهریزی شهری با استناد به نظریه کنشگر- شبکه، شبکهها که از مفاهیم کلیدی در این نظریه است بهصورت یک شیء مستقل بررسی نمیشوند بلکه هدف نحوه ساخت شبکهها با استفاده از بررسی فرایند ترجمهها، وساطتها و پیوندهای بین کنشگران انسانی و غیرانسانی است که نحوه تشکیل شبکهها را مشخص میکنند تا از این طریق بتوان با تغییر و تحول در این مذاکرات و پیوندها مسائل شهری را حلوفصل نمود. ازآنجاییکه شبکهها ذات ثابتی ندارند لذا رویکرد پویا و انعطافپذیر باید در برنامهریزیهای شهری اتخاذ شود و برنامهریزی شهری از حالت ایستا به حالت سیال تبدیل شود.