تبیین جایگاه جامعه شبکه‌ای در برنامه‌ریزی شهری با تاکید بر حکمروایی شهری

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری جغرافیا و برنامه‌ریزی شهری، دانشکده برنامه‌ریزی و علوم محیطی، دانشگاه تبریز، تبریز، ایران

2 دانشیار گروه جغرافیا و برنامه‌ریزی شهری، دانشکده برنامه‌ریزی و علوم محیطی، دانشگاه تبریز، تبریز، ایران

3 دانشیارگروه جغرافیا و برنامه ریزی شهری، دانشکده برنامه ریزی و علوم محیطی،دانشگاه تبریز،تبریز،ایران

doi
10.22124/upk.2023.22199.1756
چکیده

بیان مسئله: بسیاری از چالش­های برنامه­ریزی شهری بسیار متنوع بوده و ساختارهای سنتی نیز از کارآمدی لازم جهت تعدیل این چالش­ها برخوردار نیستند. بنابراین نیاز به ارائه راه­حل­های مبتنی بر همکاری، تعامل و ارتباط درون‌سازمانی، ایجاد شبکه­های فراتر از سطوح سلسله­مراتبی و سازمان رسمی، ضروری است. در این راستا مانوئل کاستلز، جامعه شبکه­ای را به‌عنوان ساختار جدیدی برای بازاندیشی در مورد جامعه به رسمیت شناخته است. از طرف دیگر، حکمروایی شهری به­عنوان عاملی تسهیلگر در راستای جامعه شبکه­ای مطرح می­گردد.هدف: تبیین جایگاه جامعه شبکه­ای در برنامه­ریزی شهری با تأکید بر حکمروایی شهری، تعریف جامعه شبکه‌ای، سیاست­گذاری آن.روش: این پژوهش بر اساس هدف، بنیادی و ماهیتاً کیفی است و با اتخاذ رویکرد تبیینی- اکتشافی به‌ مرور و تحلیل سیستماتیک منابع و متون در زمینه جامعه شبکه­ای و جایگاه آن در برنامه­ریزی شهری می­پردازد. روش تحقیق به کار گرفته‌شده در جهت دستیابی به هدف مورد نظر، تحلیل محتوای کیفی است؛ به‌طوری‌که با مفروض گرفتن تعریف­های مشخص به مطالعه متون پرداخته شد. این مفاهیم و تعاریف عملیاتی بر اساس مباحث نظری استخراج شد. در گام دوم بازیابی منابع بر اساس کلید واژگان، عنوان و چکیده انجام شد و در مرحله سوم تحلیل و چارچوب مفهومی تدوین شد.یافته‌ها: از دیدگاه جامعه شبکه­ای نظام برنامه­ریزی شهری یک نظام باز و غیرمتمرکز و گفتمان- محور بوده که در آن فعالیت­ها آزادانه و مبتنی بر هوشمندسازی صورت می­گیرد. بدین معنی که جامعه شبکه­ای به‌عنوان شکل غالب سازمان اجتماعی، انعطاف­پذیر و همگرا بوده که جایگزین ساختار سلسله­مراتبی، واگرا و عمودی است.نتیجه ­گیری: ایجاد شهری که انسان و نیازهای او به­عنوان موضوع کانونی در برنامه­ریزی شهری باشد و نه به­عنوان ابزار توسعه، توجه به داوری پلورالیستی در نظام برنامه­ریزی شهری حائز اهمیت است. در این راستا، تئوری جامعه شبکه­ای و توجه به اصول و سیاست­گذاری­های آن به­عنوان انعطاف­پذیرترین و سازگارترین رویکرد مطرح می­گردد.