تحلیل گفتمان وصیت‏نامه ‏ی شهدای جنگ تحمیلی

نویسندگان

1 دانشیار گروه مدیریت رسانه و ارتباطات دانشگاه پیام نور تهران

2 دانشجوی کارشناسی ارشد ارتباطات دانشگاه تهران

doi
10.22059/jsr.2014.56277
چکیده

این مقاله به مطالعه و تحلیل پنجاه وصیت­نامه برگزیده از رزمندگان جنگ پرداخته و بر اساس نظریه گفتمان لاکلا وموف توجه خود را بر گفتارهای خاص و ظرفیت مفصل­بندی­شان معطوف ساخته­است. به عنوان نقطه شروع برای پاسخ دادن به این سوالات، مضامین و محورهای اصلی وصیت­نامه شهدا را استخراج کرده و سپس شناسایی شده­اند که چه نشانه­هایی دارای موقعیتی ممتازند و در رابطه­ی با نشانه­های دیگر چگونه در آن گفتمان تعریف می شوند؟ همچنین به این سوال پرداخته شد که وصیت­نامه­ها از طریق قراردادن عناصر در رابطه­ای خاص با یکدیگر، چه معانی­ای را تثبیت و حفظ می­کنند و چه معانی بالقوه­ای را حذف و طرد می­سازند؟ مضامین و محورهای اصلی وصیت­نامه­ها عبارت بودند از: «ولایت فقیه و رهبری امام خمینی»، «استکبارستیزی و در رأس آن آمریکا»، «واقعه کربلا و شهادت امام حسین(ع)»، «حجاب»، «نماز جماعت و نماز جمعه»، «نفی زندگی دنیایی» و «توصیه به گریستن برای شهدای کربلا به جای گریستن برای شهادت خودشان». در این میان عنصر «ولایت فقیه و رهبری امام خمینی» دال مرکزی به حساب می­آید که دال­های دیگر پیرامون آن مفصل­بندی می شوند و معنا می­یابند و بر اساس نظر لاکلاوموف، معنای دال­های پیرامونی از طریق عمل مفصل­بندی حول دال و نقطه مرکزی تثبیت می­شود. بنابراین ما می­توانیم از «گفتمان شهدا» سخن بگوییم؛ گفتمانی که از رزمندگان سوژه­هایی ساخته است که جز به آخرت فکر نمی­کنند؛ سوژه­هایی که خود قبل از کشته­شدن به آغوش مرگ می­روند و شهادت در جنگ تحمیلی را هم­چون جان دادن در واقعه کربلای سال 61 هجری می­دانند.