رابطه مابعدالطبیعه با طبیعیات

نویسندگان

1 استادیار دانشگاه تربیت معلم

doi
10.22091/pfk.2001.446
چکیده

آنچه در این مقاله می‌آید گزارشی است از آرای حکیمان مسلمان، خصوصا اصحاب حکمت متعالیه درباره روابط مابعدالطبیعه و طبیعیات و بررسی و نقد آنها. در بیان شواهد سعی شده است به آثار استادان معاصر فلسفه اسلامی استناد شود تا نشان داده شود که این موضع هنوز هم طرفدار دارد و صرفا رأی و نظر حکیمان پیشین نیست. این بزرگان معتقدند که همه علوم در اثبات وجود موضوع، اصول متعارف و پاره‌ای از اصول موضوعه خویش محتاج مابعدالطبیعه‌اند. از آن طرف، مابعدالطبیعه در مسائل فلسفی محض هیچ احتیاجی به هیچ علم دیگری ندارد، هرچند در پاره‌ای از مسائل داده‌های سایر علوم را به عنوان اصل موضوع تلقی می‌کند و صغرای استدلال خویش قرار می‌دهد. در این مقاله، هر دو بخش این نظریه مورد بررسی و نقد قرار گرفته و بیان شده است که قبول یا رد وجود خارجی اشیا و نیز اصول متعارفی مانند اصل امتناع تناقض، مستند به هیچ استدلال برهانی نیست، بلکه انتخابی اولیه است که موافقان و مخالفان به یکسان می‌توانند آنها را به منزله اصل موضوع تلقی کنند. بنابراین، فیلسوف و غیرفیلسوف در این قبول یا رد یکسانند. علاوه بر آن، در فلسفه تاکنون هیچ برهانی براثبات این امور عرضه نشده، بلکه برهان اقامه شده است که این امور بدیهی اولی‌اند و نمی‌توان آنها را اثبات کرد. در این مقاله، نکات دیگری که این بزرگان ادعا کرده‌اند، مانند فرق قضایای فلسفی با قضایای علمی و امثال آن ارزیابی و نقد شده است.