اتحاد عاقل و معقول از دیدگاه ابن سینا

نویسندگان

1 استادیار گروه فلسفه و کلام دانشگاه قم

doi
10.22091/pfk.2000.452
چکیده

یکی از مباحث اساسی و کلیدی در فلسفه مسئله اتحاد عاقل و معقول است که اثبات و عدم اثبات آن نقش بنیادین در پاره‌ای از مسائل فلسفی دارد. از دیرباز حتی خیلی پیش از اسلام این مسئله مورد توجه اندیشمندان بوده و دیدگاه‌های متفاوتی درباره آن ارائه شده است. در این میان، دیدگاه رئیس فلاسفه مشاء در عالم اسلام به درستی روشن نیست؛ ایشان از سویی، در کتاب شفاء و اشارات به طور صریح و قاطع به مخالفت با آن پرداخته است، و از سوی دیگر، در کتاب مبدأ و معاد با ارائه بیانی اجمالی و تفصیلی به طور جانبدارانه از نظریه اتحاد عاقل و معقول دفاع کرده، آن را اثبات می‌کند. این که کدام نظریه مورد اعتقاد ابن سینا بوده و این که کدام یک از این دو دیدگاه او مقدم بر دیگری است و یا آن چه در مبدأ و معاد آورده شده بر اساس ممشای قوم (مشائین) بوده یا نه، مباحثی است که در این مقاله تلاش شده با استمداد از شواهد و قراین تا حدودی به آن پاسخ داده شود.