تأثیر عسل بر پارامترهای خونی و بیوشیمیایی موشهای صحرایی مبتلا به کم خونی ناشی از آن
نویسندگان
1 گروه زیست شناسی، دانشکده آموزش، دانشگاه القادسیه، عراق.
2 گروه زیست شناسی، دانشکده آموزش، دانشگاه القادسیه، عراق
doi
10.22103/jab.2025.24690.1646چکیده
هدف: کم خونی یک مشکل بیولوژیکی، تغذیه ای و سلامتی اجتماعی-محیطی چند عاملی است که با کمبود گلبولهای قرمز خون یا هموگلوبین، که مسئول انتقال اکسیژن در سراسر بافت های بدن هستند مشخص میشود. مطالعه حاضر با هدف بررسی نقش عسل در کاهش آسیبهای ناشی از کم خونی در موشهای صحرایی نر انجام شد.مواد و روشها: کم خونی با استفاده از فنیل هیدرازین که از داروخانهای در بغداد با دوز 40 میلی گرم بر کیلوگرم وزن بدن تهیه شده بود، در موشها ایجاد شد. این دارو از طریق تزریق داخل صفاقی در حجم 1 میلی لیتر تجویز شد. در مجموع 30 موش صحرایی نر بالغ به طور تصادفی در سه گروه (10 موش در هر گروه) قرار گرفتند. تعداد گلبولهای قرمز، غلظت هموگلوبین و حجم سلولهای متراکم اندازه گیری شد. تجزیه و تحلیلهای آماری با استفاده از نرم افزار SPSS انجام شد.نتایج: نتایج نشاندهنده کاهش معنیدار تعداد گلبولهای قرمز (RBC)، هموگلوبین (Hb) و حجم سلولهای متراکم (PCV) در گروه ناشی از کمخونی (T1) بود، در حالی که این پارامترها در گروه تحت درمان با عسل (T2) افزایش یافت. علاوه بر این، سطوح فریتین، هپسیدین و آهن سرم به ترتیب در گروه T1 برابر 3/45 نانوگرم در میلی لیتر، 7/18 پیکوگرم در میلی لیتر و 6/32 میلی گرم در لیتر به دست آمد که به طور قابل توجهی کاهش یافت. در مقابل، این مقادیر به طور قابل توجهی در گروه T2 افزایش یافت و به ترتیب به 7/85 نانوگرم در میلی لیتر، 4/35 پیکوگرم در میلی لیتر و 3/72 میلی گرم در لیتر رسید. سطوح هورمون محرک تیروئید (TSH) به طور قابل توجهی در گروه T1 افزایش یافت (43/1 نانوگرم در میلی لیتر)، در حالی که سطوح تری یدوتیرونین (T3) و تیروکسین (T4) ( به ترتیب 68/0 نانوگرم در میلی لیتر و 42/3 نانوگرم در میلی لیتر) کاهش یافت. در گروه T2، TSH به 85/0 نانوگرم در میلی لیتر کاهش یافت، در حالی که T3 و T4 به ترتیب به 06/1 نانوگرم در میلی لیتر و 49/5 نانوگرم در میلی لیتر افزایش یافت. از نظر آماری تفاوت معنی داری بین گروه های T1 و T2 نسبت به گروه کنترل مشاهده شد (p≤0.05). نتیجهگیری: این یافتهها نشان میدهد که عسل ممکن است اثرات درمانی بالقوهای در کاهش کم خونی و تغییرات بیوشیمیایی مرتبط با آن داشته باشد.