بازخوانش ساحت های هستی شناختی زیست‌پذیری (زیست‌پذیری یک "مقوله غالب از گفتمان شهری")

نویسندگان

1 استادیارگروه هنر و معماری دانشگاه پیام نور تهران-ایران

2 دکتری برنامه ریزی شهری و کارشناس پژوهشکده چشم انداز و آینده پژوهی، تهران ، ایران

doi
10.22124/upk.2023.22773.1798
چکیده

بیان مسئله: تفکیک و تصریح مرزهای مفهومی زیست­پذیری با مفاهیم کیفیت زندگی، پایداری و رفاه به دلیل تشابهات و تفاوت‌­های مفهومی مختلف ابهام‌آمیز است. اصطلاحاتی از این دست اغلب بدون تعریف یا زمینه مطالعاتی کافی استفاده می‌­شوند. در نتیجه، این اصطلاحات به معنای واقعی هر آنچه پژوهشگران خودشان از آن‌ها به شناخت مفهومی رسیدند، تعریف شده و اجماع غیرممکن است. این سردرگمی با این واقعیت زیاد می­‌شود که بسیاری از این اصطلاحات غالباً به‌جای یکدیگر استفاده می‌­شوند. بنابراین بازخوانش هستی­شناختی زیست­‌پذیری برای جلوگیری از سردرگمی موجود پژوهشگران در تقابل و تعامل با این مفاهیم ضروریست. لذا هرگونه خلط مفهومی در ساحت­‌های شناخت زیست‌­پذیری می­‌تواند در بنیان­‌های علمی و فلسفی شناخت و نتایج تجربی­تر سبب نوعی کژفهمی گردد.هدف: پژوهش حاضر با هدف بازخوانش هستی­ شناختی زیست­‌پذیری در مطالعات شهری انجام‌گرفته است.روش: نوشتار حاضر از نوع تحقیق توسعه‌­ای-اکتشافی است، با مدد از روش کیفی و به واسطه مرور اسناد کتابخانه‌­ای و از طریق توصیف، تحلیل، بسط آرا، گفتمان‌­ها­ و رویکردهای نظری، در پی بازخوانش ساحت‌­های هستی شناختی زیست‌­پذیری است. بنابراین، به استنباط مفاهیم چیســتی و هســتی‌­شناختی زیست‌­پذیری، با مراجعه به متون این حوزه و منابع مرتبط با آن، به دریافت مفاهیم و تحلیل آن‌­ها می‌­پردازد.یافته‌ها: نتایج پژوهش حاضر نشان داد زیست­‌پذیری یک فرامفهوم برای کیفیت زیست‌محیطی و زیرمجموعه­‌ای از پایداری است که مستقیماً بر ابعاد فیزیکـی، اقتصادی و روانی زندگی مردم تأثیر می­‌گذارد و دربرگیرنده مجموع‌ه­ای از ویژگی‌های اکتسابی محیط است که آن را به مکانی مطلوب، مناسب و جذاب برای زندگی، کار و بازدید همه مردم تبدیل می‌­کند.نتیجه­‌گیری: به نظر می­‌رسد که ماتریالیسم و ​​مدرنیسم بر مفهوم بنیادی زیست‌پذیری تأثیر گذاشتند و در ادامه این مفهوم با قرار گرفتن در هسته ارزش‌­های پساماتریالیستی به‌عنوان یک سیستم و جنبش ارزشی علاوه بر برآورد ساختن نیازهای مادی ساکنین (مانند امنیت، معیشت و سرپناه)، برای انتقاد و مقابله با افراط در سیاست‌­های حاکم بر رشد شهری و نظریه کارکردگرایی مدرن استفاده شده است. از این رو، زیست‌پذیری به‌عنوان یک گفتمان متقابل از شهر "عادلانه"، "خوب" یا "حق به شهر" برای طرفداری و دفاع از طبقات فرودست که توسط گفتمان‌های غالب شهری به حاشیه رانده شده‌اند، ایجاد شده است.