کنش فرهنگی زنان پس ‌از انقلاب اسلامی: تحلیل گفتمان مطالبات فمینیسم اسلامی در جمهوری اسلامی ایران

نویسندگان

1 کارشناس ارشد فقه و حقوق، دانشگاه الزهرا

2 استادیار گروه مطالعات آمریکا، دانشگاه تهران

3 استادیار مرکز تحقیقات زن و خانواده

doi
10.22059/jisr.2019.290212.947
چکیده

وقوع جمهوری اسلامی در ایران، فرصت ویژه‌ای برای کنشگری فرهنگی مبتنی بر آموزه‌های اسلام و نگاه ضدامپریالیستی به زنان بخشید. این امر عامل توانمندسازی جریان‌های مدنی زنان نیز بوده است. یکی از این جریان‌ها که در ادبیات بین‌الملل با عنوان فمینیسم اسلامی شناخته می‌شود، مدعی بازتفسیر ادبیات دینی مبتنی بر مفهوم مدرن برابری جنسیتی است. تدوین قوانین و تکوین هنجارهای اجتماعی، از جمله روابط زن و مرد در عرصة خانواده و اجتماع مبتنی بر قواعد اسلامی پس‌ از انقلاب اسلامی، به‌زعم فمینیست‌های اسلامی جایگاه فرودستی برای زنان ایجاد کرده است و آن‌ها از همان مجاری دینی خواستار بازتعریف برخی قوانین و هنجارهای فرهنگی هستند. مقالة حاضر با بررسی منابع متعدد دانشگاهی و مطبوعاتی که گفتمان فمینیسم اسلامی را برساخته است، دال‌های مرکزی این گفتمان را در مواجهه با جمهوری اسلامی در ایران بیان کرده است. در اینجا، فمینیسم اسلامی بر مبنای نظریة مارگات بدران تعریف شده است و با استفاده از رویکرد لاکلا و موف در تحلیل گفتمان انتقادی دال‌های مرکزی بازشناسی شده است. نتایج پژوهش نشان می‌دهد، نقد رویکرد جمهوری اسلامی به تقلیل هویت زنانه به خانواده و اجتماع، تأکید بر برابری ارزشی زن و مرد برای دستیابی به تشابه حقوقی، توقف قانون‌گذاری نابرابر میان زنان و مردان مبتنی بر تفاسیر دینی و توسعة مشارکت زنان در جامعه مدنی از جمله موارد انتقاد فمینیسم اسلامی به جمهوری اسلامی است.