شرق‌شناسی وارونۀ حقوق کودک با تأکید بر حقوق کودک ایرانی-اسلامی

نویسندگان

1 دکترای جامعه‌شناسی دانشگاه تهران

2 استاد گروه علوم اجتماعی اسلامی دانشگاه تهران

doi
10.22059/jisr.2020.295848.1004
چکیده

پژوهش حاضر براساس گفتمان مقاومتی شرق‌شناسی وارونه به‌دنبال ارائۀ شناختی از شرایط بومی جامعۀ ایران دربارۀ چگونگی حقوق کودک است. بر مبنای مطالعه‌ای اکتشافی، شش حوزۀ داخلی و خارجی که مبنای تعریف حقوق کودک در ایران هستند، مبنی بر قوانین و مقررات ایران، سیاست‌گذاری‌های داخلی در سه عرصۀ حاکمیتی، دولتی و دیوان‌سالاری، جامعۀ مدنی ایران، سیاست‌گذاری‌های جامعۀ جهانی (بین‌الملل)، آیین دین اسلام و سیاست‌گذاری‌های جهان اسلام را شناسایی و سپس با روش تحلیل محتوای کیفی، تحلیل شده است. جامعۀ ایران با توجه به شرایط سنتی و اسلامی خود، کودک را در خانواده و تحت ولایت والدین یا سرپرستان درنظر می‌گیرد و با اولویت منافع جمعی در خانواده و جامعه به حمایت از کودک می‌پردازد. پیرو این اصل، کودک در خانواده حق حیات دارد، حتی اگر هنوز نطفه‌ای بیش نباشد. رعایت این حق نیز امری فرانسلی و فراتاریخی است که نسل‌های پیشین را دربر می‌گیرد. کودک در جمعی گسترده‌تر یا ساختاریافته‌تر مانند جامعه، حق استقلال، نداشتن استعمار و استحمار و همچنین نبود تحریم را دارد. کودکان جوامع اسلامی از جمله ایران به حقوقی نیاز دارند که در جوامع مرکز در پیمان‌نامه و کنوانسیون حقوق کودک به‌عنوان منابع جهانی مسلط مدنظر قرار نگرفته‌اند؛ گویی حقوق کودک در منابع جهانی، خوانشی جدا و فرسنگ‌ها دور از زمینه‌های اجتماعی و فرهنگی جوامع پیرامون (شامل اسلام و ایران) است. این موضوع، نیازمند توجه و اقدام جوامع پیرامونی برای ارائۀ «ساختار بومی حقوق کودک» است.