نقد عقل فلسفی شیعی درنسبت با علوم اجتماعی : در میانه‌ی یقین فلسفی و تعطیل فقهی (مطالعه‌ی موردی آرای آیت‌الله جوادی آملی)

نویسندگان

1 استادیار گروه جامعه ‏شناسی دانشگاه تهران

2 کارشناس ارشد جامعه‏شناسی دانشگاه تهران

doi
10.22059/jsr.2013.56263
چکیده

اگر بپذیریم که علوم اجتماعی در ایران با موانع معرفتی متعددی روبه‌رو است که مانع از تثبیت و رشد آن می‌شود، پرداختن به ریشه‌های این موانع لاجرم یکی از ضرورت‌های جامعه‌شناسی در ایران خواهد بود. بخش مهمی از این موانع معرفتی به سنت‌های فکری‌ای باز می‌گردد که عمدتا در فرهنگ دینی رشد کرده و به‌عنوان جزئی از فرهنگ اسلامی شناخته می‌شوند. پرداختن به درک هر یک از این سنت‌های مختلف از «عقل» به‌عنوان ابزار اصلی شکل‌دهی به علوم اجتماعی، کمک خواهد کرد که با شکل‌گیری «نقد عقل» و معین شدن حدود عقل، «محدودیت‌ها و امکانات» عقل در فرهنگ اسلامی در مواجهه با علوم اجتماعی هویدا گردد. فلسفه‌ی شیعی یکی از مهم‌ترین سنت‌های فکری دینی در ایران است که از زمان صفویه تاکنون در قالب حکمت متعالیه‌ی صدرایی شکل غالب را در حوزه‌های علمیه داشته است. سنجش آرای آیت‌الله جوادی آملی در این حوزه علاوه بر شان فلسفی ایشان به‌عنوان شاگرد برجسته‌ی علامه طباطبایی، به‌دلیل طرح و پی‌گیری مداوم بحث «اسلامی‌سازی علوم» نیز ضرورت دارد. این مقاله مدعی است باور به دست‌یابی به «یقین» در فلسفه و اکتفای به نص و «تعطیل عقل» در فقه، باعث شده که «عقل» و توان‌مندی‌های آن در سنت‌های مختلف شیعی مورد «نقد» قرار نگیرد. ازاین‌رو «نقد عقل» در سنت فلسفی شیعی تاکنون به‌صورت جدی شکل نیافته و «حدود» آن مشخص نشده است. تنها در پاره‌ای مباحث حاشیه‌ای که عمدتا برگرفته از علم «اصول فقه» می‌باشند، در سایه‌ی باور به «ظنی» بودن عقل، سویه‌هایی از ظرفیت شکل‌گیری «نقد عقل» به‌چشم‌می‌خورد. تاریخی نبودن فلسفه‌ی شیعی و نپرداختن به سیر تاریخی تحولات عقل، یکی از دلایل اصلی شکل نگرفتن «نقد عقل» است.