سعادت ذهنی به‌مثابه توسعه‌ی انسانی

نویسندگان

1 استادیار موسسه‌ی مطالعات و مدیریت جامع و تخصصی

doi
10.22059/jsr.2013.56266
چکیده

علی‌رغم تحقیقات پذیرفته‌شده در زمینه‌ی تاثیر فاکتورهای ژنتیکی و عوامل نورولوژیکی بر سعادت ذهنی[1] برخی محققان علوم اجتماعی نشان داده‌اند که فاکتورهای اجتماعی در تبیین سعادت ذهنی نسبت به فاکتورهای ژنتیکی و نورولوژیکی نقش موثرتری دارند. از جمله اینگلهارت نشان داده است که عوامل  اجتماعی و تاریخی تا 80 درصد توان تبیین سعادت ذهنی را دارند. در این مقاله به این سئوال پاسخ خواهیم داد که آیا در جامعه‌ی ما فاکتورهای اجتماعی بر سعادت ذهنی موثرند؟ و اگر موثرند تا چه حد توانایی تبیین آن را دارند؟ به این منظور به‌شیوه‌ی پیمایش و با اجرای طرح ملی ارزش‌های اجتماعی و فرهنگی ایرانیان، به بررسی میزان سعادت ذهنی در ایرانیان، مقایسه‌ی آن با دیگر جوامع و هم‌چنین بررسی عوامل اجتماعی موثر بر آن پرداخته‌ایم. نتایج تحقیق نشان می‌دهد: 1- میانگین سعادت ذهنی در ایرانیان 65/61 است که در مقایسه با دیگر جوامع پایین‌تر از کشورهای پروتستان‌مذهب با سطح بالای رفاه مادی و توسعه‌ی انسانی و بالاتر از کشورهای کمونیست با سطح پایین رفاه مادی می‌باشد؛ 2- عوامل موثر بر سعادت ذهنی ایرانیان احساس سلامتی، احساس آزادی در زندگی و از میان متغیرهای زمینه‌ای جنسیت، درآمد، وضعیت تاهل و تحصیلات است که تلفیقی از تئوری اینگلهارت[2] و استرلین [3] را تایید می‌کند؛ 3- ورود هم‌زمان فاکتورها و عوامل موثر در رگرسیون لجستیک ترتیبی نشان می‌دهد که این عوامل می‌توانند سعادت ذهنی را 2/14 تا 4/32 درصد تبیین کنند؛ 4- بیوه یا مطلقه بودن‌، مجرد بودن، جنسیت (مرد)، و افزایش تحصیلات با سعادت ذهنی نسبت عکس داشته؛ میزان ارزیابی از سلامتی، میزان احساس آزادی در زندگی و درآمد با تاثیر مثبت بر میزان سعادت ذهنی اثرگذار هستند و سکونت در شهر یا روستا بر آن بی‌تاثیر است. [1] subjective wellbeing [2] Inglehart [3] Easterline