ارزیابی تنوع ژنتیکی ژنوتیپ‌های سیاه‌شور مصری (Hasselq.) Zohary Suaeda aegyptiaca در استان خوزستان با استفاده از نشانگرهای مولکولی SCoT

نویسندگان

1 دانشیار، گروه زراعت و اصلاح‌نباتات، دانشکده کشاورزی، دانشگاه یاسوج، یاسوج، ایران.

2 استادیار، گروه تولید و ژنتیک گیاهی، دانشکده کشاورزی، دانشگاه شهید چمران اهواز، اهواز، ایران.

3 دانشجوی کارشناسی ارشد رشته ژنتیک و به‌نژادی گیاهی، دانشکده کشاورزی، دانشگاه یاسوج، یاسوج، ایران.

4 دانشیار، گروه زراعت و اصلاح‌نباتات، دانشکده کشاورزی، دانشگاه یاسوج، یاسوج، ایران.

doi
10.22103/jab.2024.22888.1549
چکیده

هدف: سیاه شور مصری با نام علمی Suaeda aegyptiaca (Hasselq.) Zohary گیاهی هالوفیت است که کاربردهای تغذیه‌ای و دارویی زیادی دارد. نظر به اینکه تا‌کنون مطالعه‌ای در خصوص بررسی و تخمین تنوع ژنتیکی گیاه سیاه‌شور در استان خوزستان انجام نشده است، این مطالعه با هدف بررسی تنوع و روابط ژنتیکی بین ژنوتیپ‌های خودرو سیاه-شور در استان خوزستان طراحی و اجرا شد.مواد و روش‌ها: برای انجام مطالعات مولکولی از بین 71 نمونه جمع‌آوری شده 26 ژنوتیپ که دارای DNA‌ی مناسب بودند و در دو ناحیه بیشترین پراکنش داشتند تحت عنوان گروه‌های یک و دو انتخاب شدند. جهت بررسی تنوع و روابط ژنتیکی بین و داخل ژنوتیپ‌ها از 12 آغازگر SCoT استفاده شد. بعد از استخراج DNA و انجام PCR، امتیازبندی ژنوتیپ‌ها به صورت صفر (عدم نوار) و یک (وجود نوار) انجام شد و تعداد کل نوارها، تعداد نوارهای چندشکل، درصد نوارهای چندشکل، تعداد افراد دارای نوار، شاخص اطلاع دهی نوار، قدرت تفکیک، محتوای اطلاعات چندشکل، نسبت سهم مؤثر و شاخص نشانگر محاسبه شدند.نتایج: در مجموع 103 نوار تشکیل شد که درصد چندشکلی بالایی را نشان دادند. بیشترین میزان اطلاعات چندشکل (PIC) متعلق به 14 SCoT (43/0) و 1 SCoT(33/0)، شاخص نشانگری(MI) متعلق به 14 SCoT (36/4) و بالاترین میزان قدرت تفکیک (Rp) مربوط به 13SCoT (38/13) بود. مقادیر شاخص‌های تنوع ژنی نی (h)92/0، شانون (I) 320/0، شاخص تثبیت (Fst) 092/0 و جریان ژنی (Nm) 872/0 بدست آمدند. تجزیه خوشه ای به روش UPGMA ژنوتیپ‌ها را در پنج گروه قرار داد. در گروه اول 19 ژنوتیپ، در گروه دوم چهار ژنوتیپ و در سه گروه دیگر هرکدام یک ژنوتیپ قرار گرفتند. نتایج گروه‌بندی حاصل از تجزیه به مختصات اصلی با تجزیه خوشه‌ای همخوانی داشته و گروه‌بندی تقریبا مشابهی را ارائه دادند. ژنوتیپ‌های KAR2 ( کارون 2) و GH1 (غیزانیه) را که بیشترین فاصله ژنتیکی از هم داشتند، جهت ادامه برنامه‌های به‌نژادی مناسب می‌باشند. تجزیه واریانس مولکولی (AMOVA) نشان داد که تنوع ژنتیکی درون گروه‌ها از بین گروه‌ها بیشتر بود.