اخوانپژوهی در گذر زمان (بررسی کارنامۀ اخوانپژوهی در طی 6 دهه (1330 1395 ش)
نویسندگان
1 دکتری زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه شهیدبهشتی تهران
2 دانشیار زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه شهید بهشتی تهران
doi
10.22067/jls.2022.72979.1177چکیده
توجه به پیشینه و داشتن اطلاعات کافی در ارتباط با پژوهش از بایستگیهای یک اثر تحقیقی جامع و مفید است. بنا به گسترۀ دامنۀ پژوهش در حوزۀ شعر و ادبیات، بهمنظور جلوگیری از تکراری بودن پژوهشهای آتی در این مقال به معرفی، بررسی و شناسایی آثار (اعم از کتاب و مقاله) در حوزۀ اخوانپژوهی میپردازیم. رویکرد ما در این نوشتار توصیفی-تحلیلی-انتقادی است که با ارائۀ نمودارهای زمانی و موضوعی آثار پژوهشی صورت میگیرد. در این نوشته نشان خواهیم داد که کدام جریانهای نقد حول محور اخوان در طی شش دهه شکل گرفت؟ چه جنبههایی از شعر اخوان بیشترین پژوهشها را به خود اختصاص داد و نقاط ضعف و قوت پژوهشها کدامند؟ بنا بر نتایج پژوهش جریانهای نقد حول محور اخوان در چند شاخۀ اصلی تداوم داشته است. در حوزۀ نظام صوری مهمترین جریانهای تداومیافته در حوزۀ زبان، روایتپردازی و وجوه بلاغی و نظام موسیقیایی شعر و در عرصۀ نظام معنایی نیز بحث تعهد و شعر اجتماعی- سیاسی، مفاهیم فلسفی و هویت ملی از مهمترین مضامین مناقشهبرانگیز در شعر اخوان هستند. رشد گستردۀ آثار پژوهشی و مجلات و نشریات، دقتنظر، نکتهسنجی، نگاه جزئینگر و تخصصیتر شدن مقالات، توجه به رویکردهای جدید در نقد و مطالعات بینارشتهای بهمنظور نگاهی دیگرگونه از وجوه مثبت و تکراری و کلیشهای بودن نتایج، رویکرد توصیفی و نظریهمحور بودن از نقاط ضعف برخی پژوهشهاست.