اثربخشی ترکیب درمان شناختی رفتاری و بیوفیدبک در درمان مبتلایان به واژینیسموس: یک مطالعه پایلوت

نویسندگان

1 دانشیار، دانشکده روانشناسی و علوم تربیتی تهران، تهران، ایران.

2 کارشناس ارشد روانشناسی بالینی، دانشگاه تهران، تهران، ایران

3 کارشناس مامایی، کلینیک آتیه، تهران، ایران

doi
چکیده

مقدمه: واژینیسموس به عنوان اختلال کنش جنسی و به همراه داشتن پیامدهای مخرب، لزوم بکارگیری رویکردهای درمانی مؤثر را می­طلبد. بنابراین پژوهش حاضر به گزارش درمان 9 بیمار واژینیسموس با استفاده از روان درمانی با رویکرد شناختی رفتاری و بیوفیدبک می­پردازد. مواد و روش­ ها: در مطالعه حاضر، ابتدا بیماران بر اساس شرح حال خود و همچنین واکنش اجتنابی آنها به هنگام انجام معاینات به واژینیسموس تشخیص داده شدند. درمان بیماران، ترکیبی از آموزش آناتومی و کارکرد اعضای تناسلی، آموزش رفتار جنسی و فیزیولوژی آن، اصلاح هرگونه اطلاعات و شناخت نادرست در مورد عملکرد و فعالیت جنسی، تمرینات رفتاری، آموزش تکنیک رلکسیشن و بیوفیدبک به منظور کمک به کنترل ارادی و افزایش آرمیدگی عضلات کف لگن بود. یافته­ ها: هر 9 بیمار واژینیسموس پس از گذراندن برنامه درمانی شناختی رفتاری و بیوفیدبک در طی 4 تا 5 هفته، بهبود یافتند و موفق به انجام عمل مقاربت شدند. در یکی از بیماران، بلافاصله پس از درمان و در دو بیمار دیگر، یکی به فاصله دو ماه و دیگری به فاصله سه ماه پس از اتمام درمان، بارداری رخ داد.  نتیجه­ گیری: بیوفیدبک به همراه درمان شناختی رفتاری، درمانی مؤثر و کوتاه مدت برای بیماران مبتلا به واژینیسموس محسوب می­گردد.