الگوی کشت بهینه و مدیریت منابع آب زیرزمینی و سطحی دشت کوهپایه- سگزی با استفاده از مدل تلفیقی تئوری بازیها و الگوریتم بهینهسازی
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری گروه علوم و مهندسی آب دانشکده کشاورزی دانشگاه بوعلی سینا
2 استاد گروه علوم و مهندسی آب دانشکده کشاورزی دانشگاه بوعلی سینا.
3 دانشیار گروه علوم و مهندسی آب دانشکده کشاورزی دانشگاه بوعلی سینا
doi
10.22092/jwra.2024.365445.1037چکیده
در سالهای اخیر، تضاد منافع زیستمحیطی با معیشت کشاورزان به یکی از مهمترین مسائل حکمرانی محیطزیست و کشاورزی در حوضه آبریز زایندهرود تبدیل شده است. بنابراین، دستیابی به نقطه تعادل میان سود اقتصادی با استفاده از الگوی کشت بهینه و جلوگیری از برداشت بیرویه منابع آب زیرزمینی از اهمیت زیادی برای سیاستگذاران این حوزه برخوردار است. در این پژوهش، تابع محیطزیست با استفاده از محدودیت منابع آب و تابع اقتصادی با استفاده از سود اقتصادی محصولاتی که در دشت کوهپایه- سگزی کشت میگردد در بازه زمانی 1376 – 1390 مدلسازی گردید. تابع نش با استفاده از بهینهسازی غیرخطی مقید با توجه به محدودیت منابع آب در هر سال بهینه شد. پس از آن، الگوی کشت محصولات با روش تئوری بازیها و روش برنامهریزی خطی محاسبه شد. نتایج نشان داد که کاهش مصرف آب در روش تئوری بازیها 31% و برای روش برنامهریزی خطی 17% است. در این حالت، میزان کاهش سود برای این دو روش به ترتیب 17% و 4% نسبت به حالت مبنا است. نتایج نشان داد که افت سطح آب زیرزمینی برای هیدروگراف معرف دشت و روش برنامهریزی خطی به ترتیب برابر با 3/69 و 2/04 متر است. در حالی که در روش تئوری بازیهای بهینه شده با وزن تابع اقتصادی 0/5، تراز آب زیرزمینی دشت افزایش 7/45 متری دارد. با توجه به میزان کاهش مصرف آب، میزان کاهش سود و افزایش تراز آب زیرزمینی، روش تئوری بازیهای بهینه شده با وزن 0/5 نسبت به روش برنامهریزی خطی برتری دارد.