تبیین رویکرد شناختی-فرهنگی در انطباق با رویکردهای تکوینی به معنا در شهرسازی

نویسندگان

1 استاد طراحی شهری، دانشکده معماری و شهرسازی، دانشگاه هنر اسلامی تبریز، تبریز، ایران

2 استاد معماری، دانشکده معماری و شهرسازی، دانشگاه هنر اسلامی تبریز، تبریز، ایران

3 دکترای شهرسازی اسلامی، مدرس دانشگاه، تبریز، ایران

doi
10.22124/upk.2022.20178.1666
چکیده

بیان مسئله: امروزه معنای محیط از مهم‌ترین موضوعات شهرسازی بوده و مکاتب فکری معاصر همواره به دنبال نظریه‌پردازی «ماهیت معنا و فرایند تکوین آن» در فضاهای شهری هستند. به نظر می‌رسد این مکاتب به دلیل فقدان ظرفیت لازم جهت بهره‌مندی از ابتکارات سایر حوزه‌های علمی و همچنین نگاه تک‌سطحی به معنا، با کاستی‌هایی همراه هستند. به دلیل ماهیت میان‌رشته‌ای شهرسازی، بهره‌گیری از علوم مرتبط با ساختارهای شناختی و ادراکی فرد مانند علوم شناختی برای تبیین فرایند تکوین معنا در فضای شهری، ضروری به نظر می‌رسد.هدف: هدف این نوشتار تعمیم کاربست مفاهیم مرتبط با شناخت انسان و محیط در حوزه علوم شناختی به حوزه مطالعات محیطی از جمله شهرسازی و کاهش خلأ موجود در مطالعات نظری میان‌رشته‌ای بین این دو حوزه است.روش: روش تحقیق در این مقاله، تطبیقی - تحلیلی است که با تبیین جایگاه رویکرد شناختی-فرهنگی در مقایسه با رویکردهای پسااثبات‌گرا و پساساختارگرا در حوزه مطالعات شهری، انجام می‌شود.یافته‌ها: رویکرد شناختی-فرهنگی به لحاظ معرفت‌شناسی و عوامل تکوین معنا در فضاهای شهری با رویکردهای پسااثبات‌گرا و پساساختارگرا متمایز می‌شود. به لحاظ معرفت‌شناسی در رویکرد شناختی-فرهنگی، معنا را به‌طور هم‌زمان در دو سطح فراگیر با ذهنیت فرهنگی و در سطح خاص با رویه‌های فرهنگی بازتولید می‌شود. قابلیت‌های شناختی-فرهنگی فضای شهری، تجربه شناختی-فرهنگی فرد از فضای شهری و نحوه در دسترس بودن/دسترس‌پذیری در یک موقعیت خاص عوامل تکوین معنا در رویکرد شناختی-فرهنگی هستند.نتیجه‌گیری: رویکرد شناختی-فرهنگی به‌عنوان رویکرد پیشنهادی پژوهش با نگاهی چندسطحی و موقعیتی به معنا، کاستی‌های موجود رویکردهای پیشین همچون نگاه تک‌سطحی به مطالعه معنا در مطالعات شهری را پوشش داده و شهرسازی را به‌عنوان دانش موقعیت‌مند فرهنگی معرفی می‌نماید