برنامههای توسعه و فضای شهری در کرمانشاه (1335 تا 1345)
نویسندگان
1 کارشناس ارشد برنامهریزی اجتماعی دانشگاه علامه طباطبایی
2 استادیار گروه جامعهشناسی دانشگاه رازی کرمانشاه
doi
10.22059/jsr.2013.56535چکیده
این مقاله تلاش میکند که تأثیر شرایط اقتصادیاجتماعی بر سازماندهی فضایی در شهر کرمانشاه را مورد مطالعه قرار دهد. رویکرد نظری مقاله مبتنیبر نظریات شهری هانری لفور است. دادهها ازطریق تکنیکهای مشاهده و بررسی اسناد گردآوری شدهاند. نتایج پژوهش نشان میدهد که برنامههای عمرانی سبب گسیختگی فضایی در روابط دیرینۀ شهرـ روستا شدهاند، موضوعی که سبب جابهجایی جمعیت از روستا به شهر و بهدنبال آن تغییرات فضایی شگرفی شد. براساس سهگانۀ فضایی لفور، بازنمایی فضا مبتنیبر طراحی شهری «زیباشهر» هاوسمان بود. در این بُعد، منابع و امکانات و برنامههای رفاهی به طرزی نابرابر در سطح شهر توزیع شدند؛ بهنحویکه فضای شهری به دو بخش مطلوب (جنوب) و نامطلوب (شمال) تفکیک شد و بهدنبال آن، جداییگزینی اقتصادی شکل گرفت. بهلحاظ فضای بازنمایی نیز شهر ازطریق نمادها و استعارهها و نشانهها به دو بخش سنتی/مدرن و فقیر/غنی تفکیک شد و درنهایت، عمل فضایی افراد در درون این فضاهای دوگانه ازطریق مکانهایی نظیر خیابان/بازار و رستوران/قهوهخانه بازتولید فضای اجتماعی حاکم بر شهر را ممکن ساخت.