مطالعه ابعاد مختلف پایداری اجتماعی از نگاه ذینفعان در تولید برنج شهرستان لنگرود
نویسندگان
1 دانشیار، گروه اقتصاد کشاورزی، دانشکده علوم کشاورزی، دانشگاه گیلان، گیلان، ایران
2 دانشآموخته کارشناسی ارشد، گروه اقتصاد کشاورزی، دانشکده علوم کشاورزی، دانشگاه گیلان، رشت، ایران
3 استادیار اقتصاد کشاورزی، دانشکده علوم کشاورزی، دانشگاه گیلان
doi
10.30490/aead.2025.367377.1656چکیده
ارزیابی چرخه زندگی اجتماعی (SLCA) بهعنوان ابزاری نوین در ارزیابی تأثیرات اجتماعی محصولات، بهویژه در صنایع کشاورزی و غذایی، مطرح شده است. این رویکرد با شناسایی و اندازهگیری تأثیرات اجتماعی اینگونه محصولات، از جمله شرایط کاری و تأثیرات آنها بر جوامع محلی، به تولیدکنندگان و مصرفکنندگان کمک میکند تا با اتخاذ تصمیماتی آگاهانهتر، کیفیت زندگی افراد را بهبود بخشند. انتشار دستورالعملهای SLCA در سال ۲۰۰۹ فرآیندها را استاندارد کرده و به پژوهشگران امکان درک دقیقتر تأثیرات اجتماعی محصولات را داده است. توجه به ابعاد اجتماعی چرخه زندگی محصولات نهتنها به بهبود شرایط زیستمحیطی کمک میکند، بلکه مسئولیت اجتماعی را نیز ترویج میدهد، که خود به افزایش آگاهی از تأثیرات اجتماعی محصولات و خدمات میانجامد و به افراد و سازمانها این امکان را میدهد که نقشی مؤثرتر در پایداری اجتماعی ایفا کنند. در مطالعه حاضر، به بررسی تأثیرات اجتماعی تولید برنج با استفاده از ارزیابی چرخه زندگی اجتماعی (SLCASLCA) در شهرستان لنگرود استان گیلان در سال ۱۴۰۳ پرداخته شد. بذین منظور، ۴۱۷ نمونه از پنج گروه ذینفع شامل مدیران کارخانههای شالیکوبی (پنجاه نفر)، کارگران کارخانههای شالیکوبی (۸۱ نفر)، شالیکاران (۹۵ نفر)، کارگران شالیزارها (۹۵ نفر) و جوامع محلی (۹۶ نفر) بهصورت تصادفی انتخاب شدند؛ همچنین، ارزیابی چهار شاخص اجتماعی برای بررسی تأثیرات اجتماعی تولید برنج صورت گرفت، که عبارت بودند از «حقوق بشر»، «شرایط کاری«، »میراث فرهنگی و توسعه جامعه» و «پیامدهای اجتماعی- اقتصادی». نتایج پژوهش نشان داد که شرایط اجتماعی حاکم بر چرخه تولید برنج در شهرستان لنگرود مطلوب است؛ با این حال، برخی شاخصهای شرایط کاری در شالیزارها نامطلوب ارزیابی شدند؛ کارگران نیز از حقوق پایهای خود آگاهی ندارند، که منجر به نارضایتی و اختلافات بین کارگران و کارفرمایان شده است. بنابراین، اگر نابرابریهای دستمزد و شکاف جنسیتی کاهش یابد، با بهبود رفاه خانوارها، نیروی کار پایدارتر خواهد شد. افزایش رضایت شغلی کارگران، همچنین، میتواند منجر به بهبود پایداری اجتماعی شود.