اعتماد به جنس مخالف در میان جوانان شهر تهران

نویسندگان

1 عضو هیئت‌علمی دانشگاه الزهرا، استادیار

2 عضو هیئت‌علمی دانشگاه الزهرا، دانشیار

3 کارشناس ارشد پژوهشگری دانشگاه الزهرا

doi
10.22059/jsr.2012.56171
چکیده

پژوهش حاضر درصدد مطالعۀ اعتماد به جنس مخالف درمیان جوانان ۱۵تا۲۹سالۀ شهر تهران، در دو بُعد بین‌شخصی و عام، شناسایی میزان هریک از شاخص‌های فوق و نیز عوامل مرتبط با آن‌هاست. برای چارچوب نظری از نظریۀ چلبی، گیدنز، کلمن و زتومکا در بحث اعتماد، بهره‌برداری شده است. به‌منظور نزدیک‌ترکردن نظریه با واقعیت اجتماعی و بومی‌سازی در پایین‌ترین سطح، فرضیه‌یابی از مطالعۀ اکتشافی نیز صورت گرفته است. فرضیه‌ها با روش پیمایش و براساس روش نمونه‌گیری خوشه‌ای چندمرحله‌ای در سه منطقۀ شهر تهران، با تعداد 254 پرسش‌نامه مورد آزمون قرار گرفته است. یافته‌ها بیانگر آن است که میزان اعتماد کل و بین‌شخصی به جنس مخالف پاسخ‌گویان، کمتر از متوسط است؛ یعنی زنان و مردان قابلیت اعتمادپذیری اندکی دارند. اما در بُعد اعتماد عام به جنس مخالف، نمرۀ پاسخ‌گویان بیش از متوسط است. میان متغیرهای احساس امنیت، اعتماد بنیادین، تعامل اظهاری با جنس مخالف، تعهد در رابطه، تعهد درونی و نیز احساس نیاز به جنس مخالف، با متغیر اعتماد به جنس مخالف، رابطه معنادار و مثبت است. از میان این متغیرها، احساس امنیت در بُعد ذهنی (به‌معنای احساس آرامش، فراغت از ترس و تهدید و نیز احساس امنیت نسبت‌به جنس مخالف) دارای قوی‌ترین رابطه با متغیر وابسته است.در مورد متغیر تجربه‌های پیشین فرد که مأخوذ از مطالعۀ اکتشافی بوده است، یکی از ابعاد آن یعنی متغیر تجربۀ قبلی رسانه‌ای، با اعتماد به جنس مخالف رابطۀ معنادار و منفی دارد. سه متغیر احساس امنیت، احساس نیاز به رابطه با جنس مخالف و تعهد در رابطه با جنس مخالف، وارد معادلۀ رگرسیونی شده و درنهایت، مجموعۀ عوامل مطرح‌شده بیش از 35درصد تغییرات متغیر وابسته را تبیین می‌کنند.