عوامل فرهنگی – اجتماعی مؤثر بر عدم دست‏یابی زنان دانشگاهی به سطوح عالی مدیریت مطالعه موردی: زنان مدیر دانشگاه تهران

نویسندگان

1 عضو هیئت‌علمی گروه انسان‌شناسی دانشکدة علوم اجتماعی دانشگاه تهران

2 کارشناس ارشد انسان‏شناسی

doi
10.22059/jsr.2012.56175
چکیده

بررسی موانع احراز پست‌های مدیریت عالی زنان، در یک بخش مهم از جامعه یعنی دانشگاه‌ها، از دریچه‌های مختلف قابل اهمیت و ارزیابی است؛ زیرا روشن‌شدن ابعاد مختلف چرایی مسئله، زمینه‌ها را برای تولید نظریه‌ها و روش‌های جدید بازنگری درقبال ساختار اشتغال و مدیریت زنان تغییر خواهد داد. هدف در این پژوهش، بررسی عواملی است که مانع از آن می‌گردند تا زنان، علی‌رغم افزایش کمّی در حوزه‌های تحصیلی و تخصصی، نتوانند به کسب رده‌های بالای مدیریتی در سازمان‌های دولتی و مراکز آموزشی موفق شوند تا درصورت امکان، به‌منظور افزایش کارایی زنان مدیر و کاهش موانع اجرایی مدیریت آنان، پیشنهادهایی ارائه گردد و به فکر راه چاره بود. «مصاحبۀ عمیق» را به‌عنوان یکی از ابزارهای روش کیفی در تحقیقات انسان‌شناسی، در میان پانزده تن از زنان مدیر دانشگاه تهران اِعمال کردیم و درپایان، این نتیجه به‌دست آمد که این مسئله از همان ابتدا، با «جامعه‌پذیری جنسیتی» درآمیخته است و ریشه در «باورها و اعتقادات اجتماعی» دارد و ازطرف‌دیگر، با مقولۀ «گروه‌گرایی مردان» در سازمان نیز در ارتباط است. همچنین «مسئولیت‌های خانوادگی»، «موانع ساختاری»، «نظام حقوقی»، «تفکر و نگرش مردان نسبت‌به توانایی‌های زنان» و «عدم آمادگی آن‌ها برای انتقال قدرت به زنان»، از دیگر عواملی است که باعث کم‌رنگ‌شدن حضور آن‌ها در عرصه‌های مدیریتی، به‌ویژه در سطوح عالی، شده است.