تبیین جامعه ‏شناختی رابطة سرمایة اجتماعی/ فرهنگی و اثربخشی آموزشی معلمان (مطالعة موردی: دبیران دبیرستان‏های شهر سنندج)

نویسندگان

1 دانشجوی کارشناسی ارشد جامعه‌شناسی

2 کارشناس ارشد مدیریت منابع انسانی دانشگاه تهران

3 عضو هیئت‌‌علمی دانشگاه کردستان

doi
10.22059/jsr.2012.56177
چکیده

پژوهش حاضر تلاشی است برای تبیین رابطۀ اثربخشی آموزشی معلمان با سرمایۀ اجتماعی/‌فرهنگی آنان. به‌بیان‌دیگر، این پژوهش قصد دارد پدیدۀ اثربخشی آموزشی را در ارتباط با متغیرهای اجتماعی و به‌مثابه امری اجتماعی مطالعه کند. لذا پرسش‌های محوری آن، حول این مسئلۀ اصلی صورت‌بندی شده‌اند که تعامل بین فضای اجتماعی و میدان آموزشی چگونه است و معلمان چگونه به‌تناسب سرمایۀ اجتماعی (اعتماد اجتماعی، هنجارهای همیاری و شبکه‌های روابط اجتماعی) و سرمایۀ فرهنگی‌شان (تجسم‌یافته و عینیت‌یافته و نهادی‌شده)، در میدان آموزشی ایفای نقش می‌کنند. چارچوب مفهومی و نظری پژوهش، از نظریه‌های بوردیو و کلمن و پاتنام استخراج شده است. جامعۀ آماری تحقیق شامل دبیران مقطع متوسطۀ آموزش‌و‌پرورش ناحیۀ ۱ و ۲ شهر سنندج، در سال تحصیلی ۸۹-۹۰ بود که کلاً ۱۲۶۲ نفر بودند و با استفاده از فرمول کوکران و روش نمونه‌گیری طبقه‌ای نسبی، ۳۰۰ نفر از آن‌ها انتخاب شدند. یافته‌های پژوهش حاکی‌از آن است که از میان تمام شاخص‌های هر دو متغیر سرمایۀ اجتماعی و فرهنگی، شاخص همیاری اجتماعی دارای بیشترین ضریب هم‌بستگی و ضریب تعیین با اثربخشی آموزشی معلمان است. درخصوص رابطۀ اثربخشی آموزشی با شاخص‌های سرمایۀ فرهنگی، نتایج نشان می‌دهد که با توجه به مقادیر ضریب هم‌بستگی، از میان این شاخص‌ها، شاخص «هبیتاس فرهنگی» دارای بیشترین ضریب هم‌بستگی با اثربخشی آموزشی است و بعد از آن، شاخص سرمایۀ فرهنگی نهادی قرار دارد. نتایج تحقیق در کل گویای آن است که در میدان آموزشی، معلمانی که دارای سرمایۀ فرهنگی و اجتماعی بیشتری هستند، اثربخشی آموزشی بیشتری نیز دارند. درنتیجه برای دستیابی به اثربخشی آموزشی، فقط توجه به ویژگی‌های فردی (مهارت، دانش، توانایی‌ها و استعدادها) کافی نیست؛ بلکه تلاش برای تغییر و بهبود وضعیت‌های عینی اجتماعی و فرهنگی نیز ضرورت دارد.