بررسی نقش جدایی گزینی در شکل گیری محلهها با تاکید بر اندیشه های اسلامی، ایرانی و غربی
نویسندگان
1 دانشیار، دانشکده هنر و معماری، بخش شهرسازی، دانشگاه تربیت مدرس، تهران، ایران
2 دکترای شهرسازی، دانشکده هنر و معماری، بخش شهرسازی، دانشگاه تربیت مدرس، تهران، ایران
doi
10.22124/upk.2021.16199.1439چکیده
شکلگیری محله بر اساس تفکر حاکم در هر دوره دستخوش تغییراتی بودهاست. تفکر جدا کردن مردم بر اساس ویژگیهای متفاوت اقتصادی - اجتماعی که دارند همواره یکی از مهمترین عوامل اصلی شکلگیری محلهها در اندیشههای متفاوت بوده است. مطالعات گوناگون نشان دادهاند که شکلگیری محلهها بر اساس این اصل عموماً با تبعات منفی همراه بودهاست. جداییگزینی در اندیشهها گوناگون، تأثیرات متفاوتی در شکلگیری محلهها داشته که بررسی و تحلیل منطقی آنها میتواند به تعدیل پیامدهای ناشی از آن کمک نماید. لذا مطالعه حاضر درصدد است تا با مقایسه اندیشههای اسلامی، ایرانی و غربی؛ نقش جداییگزینی در شکلگیری محلهها را در هر کدام از اندیشهها بررسی کند.برای این منظور به متون مرتبط که بهنوعی نقش جداییگزینی را در شکلگیری محلهها بررسی کردهاند مراجعه شده و با استخراج گزارهها و کدگذاری آنها و با بهرهگیری از راهبرد استدلال منطقی نقش جداییگزینی در شکلگیری محلهها بررسی شدهاست.نتایج نشان میدهند که جداییگزینی یکی از مؤلفههای اصلی شکلگیری محلهها در ایران و جوامع غربی بودهاست. بهاینمعنیکه، شکلگیری محلهها در طول تاریخ در ایران بهترتیب بر اساس جداییگزینیهای اجتماعی – اقتصادی، قومی – مذهبی و مجدد اجتماعی-اقتصادی بوده است. حالآنکه شکلگیری محلهها در جوامع غربی در طول تاریخ مبتنی بر جداییهای اجتماعی، اقتصادی و اجتماعی – اقتصادی بوده است. در مقابل، این نوع از جداییها با مفاهیم اسلامی هماهنگ نبوده و جداییگزینیهای قومی صدر اسلام تنها برای حفظ وحدت میان جوامع بوده است و دلیل برتری قومی بر قوم دیگر نبوده است. بنابراین برخلاف اندیشههای ایرانی و غربی که همزمان با پیدایش اولین تمدنهایشان مبتنی بر سلسلهمراتب و برتری گروهی بر گروه دیگر بودند؛ اندیشه اسلامی اصل را بر برابری نهاده و در هر زمان و مکان که زمینه برای شکلگیری این حقیقت فراهم بوده، بر اندیشههای مبتنی برجدایی فائق آمده و زمینه را برای شکلگیری اجتماع محلی فراهم ساخته است.