معین شدگی و تحول ساخت مجهول در زبان فارسی از مجهول ایستا به مجهول پویا

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری زبان‌شناسی دانشگاه تهران

doi
10.22059/jolr.2015.56641
چکیده

«معین­­­­­شدگی» از معمول­ترین موارد دستوری­­شدگی در زبان‌ها است و به کاربرد افعال واژگانی در نقش فعل معین در برخی ساخت‌های دستوری اطلاق می­شود. در زبان فارسی نیز اکثر فعل­های کمکی امروز، قبل از فارسی دری عمدتاً فعل واژگانی بودند و کاربرد ثانوی آنها در نقش فعل معین نتیجه معین­شدگی ­است. در این مقاله با بررسی روند تحول ساخت مجهول از فارسی باستان و میانه تا فارسی دری به این مسئله می­پردازیم که آیا «شدن» که امروز علاوه بر یک فعل اسنادی نقش فعل معین را در ساخت مجهول دارد، در فارسی باستان و میانه نیز چنین کاربردی داشت یا اینکه نقش آن به عنوان فعل کمکی در ساخت مجهول حاصل فرایند معین­شدگی در فارسی دری بوده­است. براساس شواهد موجود در متون فارسی باستان و میانه در خصوص چگونگی ساخت مجهول و نیز کاربرد «شدن» قبل از فارسی دری این نتیجه بدست می­آید که ساخت مجهول در فارسی امروزی درواقع حاصل تحول از مجهول ایستا به مجهول پویا بوده­است. این تحول به تدریج با گرایش به استفاده از افعالی با مفهوم پویای «شدن» به جای مفاهیم ایستای «بودن» و «استیدن» در ساخت مجهول از فارسی میانه به بعد آغاز شد. اما کاربرد فعل «شدن» به عنوان یک فعل کمکی مجهول­ساز نتیجه معین­شدگی این فعل در فارسی دری بوده­است. همچنین با مقایسه­ تحول ساخت مجهول در زبان فارسی و تحولی مشابه در برخی زبان‌های دیگر نتیجه می­گیریم که از منظر رده­شناختی، شکل­گیری مجهول پویا فرآیندی است که از یک گرایش غالب در زبان به رفع ابهام بین مفهوم اسنادی و مفهوم مجهول نشأت گرفته­است.