ریشه های شکل گیری ملت و تابعیت در روم باستان: از خانواده تا تابعیت، از شهروندی تا ملت

نویسندگان

1 استادیار گروه حقوق عمومی دانشکدۀ حقوق دانشگاه شهید بهشتی

2 دانشجوی دکتری حقوق عمومی دانشگاه شهید بهشتی

doi
10.22059/jcl.2017.62540
چکیده

همگان بر این باورند که حقوق عمومی در غرب با نگاه به نظام حقوقی و سیاسی که در امپراتوری روم وجود داشته، شکل گرفته و غرب در تأسیس نهاد دولت ملت به روم می‌نگریسته است؛ از‌این‌رو، تأثیرات حقوق روم بر حقوق عمومی مدرن از جنبه‌های مختلفی می‌تواند مطالعه گردد. به‌نظر می‌رسد در مفهوم دولت ملت دو مؤلفۀ «ملت» و «تابعیت» به‌وجود آمده است. آنچه این مقاله در تلاش است تا به آن پاسخ دهد، توجه به این نکته است که آیا ریشه‌های شکل‌گیری مفهوم تابعیت و ملت را که ازجمله مفاهیم مدرن محسوب می‌شوند، می‌توان در روم باستان جستجو کرد؟ آنچه در اینجا بررسی می‌‌شود، تأثیرات دو مؤلفۀ سبک خاص «خانواده» در اقوام هندواروپایی، و نگاه خاص رومی‌ها به مستعمرات خود در شکل‌گیری این دو مفهوم است که اولین مؤلفه به شکل‌گیری مفهوم «تابعیت» انجامیده و دیگری به ایجاد مفهوم «شهروندی» منجر شده که خود زمینۀ ایجاد مفهوم «ملت» و حتی نمونۀ اولیۀ این مفهوم بوده است. البته، پیوستگی در مفاهیم تبار تا ملت با فراگیر شدن مسیحیت در اروپا دچار گسست شد، چراکه مسیحیت پیوند میان مردمان را نه بر مبنای ارتباط دائمی یک گروه انسانی با سرزمین، بلکه بر اساس ایمان آن‌ها به یک باور مشترک می‌دانست. این امر موجب شد مفهوم امت مسیحی در اروپا دیگربار تمایزی میان خودی و غیرخودی در میان مردمان یک سرزمین مطرح سازد. این درحالی است که اگر روال پیشین در سنت هندواروپایی تداوم می‌یافت، شاید لازم نبود برای ظهور مفهوم ملت تا عصر تجدد منتظر بمانیم.