تبیین نقش قدرت-دانش در برنامهریزی فضایی با تأکید بر قدرت انضباطی و زیست-قدرت
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری شهرسازی ، دانشگاه شهید بهشتی، تهران، ایران
2 استاد گروه برنامهریزی و طراحی شهری و منطقهای، دانشگاه شهید بهشتی، تهران، ایران
3 استادیار گروه علوم و اندیشه سیاسی، دانشگاه شهید بهشتی، تهران، ایران
doi
10.22124/upk.2021.18399.1597چکیده
بیان مسئله: با وجود چند دهه سابقهی تهیه طرحهای توسعه شهری در کشورهای در حال توسعه و بهرهمندی عمده از عقلانیت ابزاری در تهیه این طرحها، مشاهده میشود که مسائل و مشکلات این شهرها از جمله سکونتگاههای غیررسمی، بافت فرسوده و اقتصاد شهرها نه تنها حل نشده است؛ بلکه روز به روز بر وسعت و شدت مشکلات آنها افزوده میشود. بنابراین، به جای ردیابی ریشه این مسائل در نحوهی تهیه و اجرای طرحها، باید از دریچهای دیگر به آن نگریست و به جنبه پنهان و کمتر توجه شده نظریه برنامهریزی، یعنی قلمروی قدرت و اعمال آن بر فرآیند برنامهریزی فضایی پرداخت که عمدتاً توسط برنامهریزان شهری نادیده گرفته شدهاست. هدف: هدف اصلی این پژوهش تبیین نقش قدرت-دانش در برنامهریزی فضایی با تأکید بر واکاوی دو مفهوم قدرت انضباطی و زیست-قدرت است. روش:این پژوهش با اتکا به معرفتشناسی برساختگرایی اجتماعی و روش پژوهش تحلیل گفتمان فوکویی با پیشفرض پذیرش گذار نظام سرمایهداری از امپریالیسم به امپراتوری، به واکاوی دو مقوله قدرت-دانش یعنی قدرت انضباطی و زیست-قدرت پرداخته است و سپس با واکاوی نقش برنامهریزی فضایی، سعی در تبیین نقش قدرت-دانش در برنامهریزی فضایی دارد. یافتهها: از دیدگاه قدرت-دانش فوکویی تولید فضا صرفاً برآمده از قوانین و مقررات و نظام رسمی برنامهریزی فضایی نمیباشد و عوامل متعددی از جمله دانش و گفتمان انضباطی، نهادهای انضباطی، وضعیت استثنایی دائمی و زیست-قدرت در برنامهریزی فضایی مؤثر هستند. نتیجه گیری: نتایج پژوهش بیانگر آن است که برنامهریزان فضایی در کنار رهیافتهای برنامهریزی که بهطور مرسوم در محیط آکادمیک آموختهاند، باید به مباحث قدرت-دانش نیز بپردازند، تا در کنار نظام رسمی برنامهریزی فضایی در نظام غیررسمی نیز قابلیت کنش و اثربخشی بیشتری داشته باشند.