فضـای زبان؛ (زبان بهمثابه عاملی تعیینکننده در تعریف و ادراک فضا)
نویسندگان
1 دانشیار گروه شهرسازی، دانشکده معماری و شهرسازی، دانشگاه بین المللی امام خمینی (ره)، قزوین، ایران
2 دانشجوی دکتری شهرسازی، دانشگاه گیلان، رشت، ایران
3 کارشناس ارشد شهرسازی، دانشکده معماری و شهرسازی، دانشگاه بین المللی امام خمینی (ره، قزوین، ایران.
doi
10.22124/upk.2021.17647.1567چکیده
بیان مسئله: زبان محور بودن مفهوم فضا، کاربرد و ادراک آن را بهعنوان یک مفهوم کلیدی در شهرسازی و معماری، گاهی با کژفهمی همراه کرده است. پیوند بین دو مضمون فضا و زبان آنها را بهعنوان مفاهیم بنیادین در شناخت و تفسیر شهرها تبدیل کرده و ادراک یکی بدون دیگری ممکن نیست. نقد گفتمان مسلط در باب فضا، در رشتههایی چون شهرسازی که فضا را عموماً بهعنوان یک مفهوم فیزیکی مورد استفاده قرار دادهاند، و همچنین مطالعه پدیدارشناسانه دو مفهوم مورد اشاره میتواند به تبیین کاربردی مفهوم فضا کمک نماید. هدف: مقاله حاضر با هدف ریشهیابی زمینههای ادراک در نظریات مختلف فضا و همچنین تعریف زبان بهعنوان اصلیترین عامل در فرایند ادراک و تجربه فضا، تدوینشده است. همچنین بررسی و نقد ارتباط متقابل بین فضا و زبان از اهداف این مقاله است.روش: مطالعات انجامشده مبتنی بر ساختاری مرکب از دو روش «تحلیل انتقادی گفتمان» و «پدیدارشناسانه هرمنوتیک» است.یافتهها: به نظر میرسد ساختار جداییناپذیر دو مفهوم فضا و زبان، پیدایش و کاربرد نومفهمومی تحت عنوان «فضای زبان» را ایجاب میکند؛ این مفهوم فضا و تفاسیر مختلف تبیین شده درباره آن را که حاصل تجربه زیسته آدمیان در سکونتگاههای انسانی مختلف و بهخصوص شهرها است، اکیداً وابسته به زبان و اندیشه، فرهنگ، هویت، سبک زندگی، معانی، نشانهشناسی و مراودات رایج در زبانهای مختلف دانسته و ریشه تفاوت در ادراک فضا را ناشی از همین تفاوتهای زبانی میداند. نتیجه: تعریف سنتی فضا بهعنوان مجموعهای از عناصر فیزیکی که به شکلی خاص در کنار هم استقرار یافتهاند با ماهیت فضای زیست تناسبی ندارد. فضا شبکهای پیچیده از عناصر فیزیکی و عوامل غیرمادی است. زبان بهعنوان عامل و حامل تفکر، و به نمایش گذارنده جهان، تنها وسیلهای است که میتواند فضای واقعی را وانمود نماید؛ لذا زبان ابزارِ درک فضا نیست، بلکه خود فضاست.