بازاندیشی در مدلسازی شهری: یک رویکرد نظری
نویسندگان
1 دانشیار، دانشکده شهرسازی، پردیس هنرهای زیبا، دانشگاه تهران، تهران، ایران
2 مربی، گروه شهرسازی، دانشکده هنر، دانشگاه بجنورد، بجنورد، ایران
3 استاد، دانشکده شهرسازی، پردیس هنرهای زیبا، دانشگاه تهران، تهران، ایران.
doi
10.22124/upk.2020.15278.1361چکیده
بیان مسئله: شهرسازی همچون دیگر علوم، در گذر زمان تحت تاثیر جریانهای فکری مختلف قرار گرفته است. از بازاندیشی در مدلسازی شهری تحت تاثیر جایگزینی جریانهای فکری، میتوان به عنوان خلا در مطالعات مدلسازی شهری حاضر نام برد. اما به طور همزمان، بازاندیشی در خصوص مفهوم مدل و مدلسازی در حوزه علوم طبیعی بهدفعات صورت پذیرفته است. این موضوع ضرورت بازاندیشی در مدلسازی شهری را تأکید میکند. هدف: هدف از این پژوهش، بررسی و بیان دیدگاههای متأخر در تفکر مدلسازی در علوم طبیعی و در ادامه بسط آن به مدلسازی شهری، بهمنظور بازاندیشی در آن است. روش: در این پژوهش از شیوه اسنادی در بررسی سیر تاریخی تفکر مدلسازی بهره گرفته شده است. سؤال اصلی تحقیق آن است که رابطه مدل-تئوری در علوم طبیعی چگونه تعریف شده است و چگونه میتوان آن رابطه را بر مدلسازی شهری بسط داد. یافته ها: یافتههای پژوهش نشانگر آن است که نگاه به مدل بهعنوان واسطهگر میان پدیده و تئوری، طیفی جامع از کارکردها را برای مدل متصور است که غفلت از آنها مدل را ناقص مینماید. درنهایت، تعریفی نوین از مدلسازی شهری ارائه شده است که در آن مدل ابزاری در خدمت تئوری نیست، بلکه ماهیتی نیمهمستقل و واسطهگر است که در جایگاهی برابر با تئوری میتواند موجب تضعیف یا تقویت تئوری شود. علاوه بر آن مشخص شد که مدل برای استفاده از تمام ظرفیت کارکردی خود نیازمند تئوریهای پشتیبان قوی و شناخت درست از پدیده تحت بررسی است. نتیجه گیری: نتایج این مطالعه مدلسازی را یک تخصص معرفی میکند و نه یک مهارت ابزاری.