واکاوی نقش مفاهیم رهیافت ارتباطی در فرایند طراحی شهری مورد پژوهی: پروژههای طراحی شهری در ایران
نویسندگان
1 دکتری شهرسازی، دانشکده شهرسازی، پردیس هنرهای زیبا، دانشگاه تهران، تهران، ایران
2 استاد تمام، دانشکده شهرسازی، پردیس هنرهای زیبا، دانشگاه تهران، تهران، ایران
doi
10.22124/upk.2020.16935.1502چکیده
بیان مسئله: با ظهور رهیافت ارتباطی، دانش شهرسازی با رویکردی انتقادی به سمت جذب اندیشهها و نظریههای اجتماعی، اخلاقی و مشارکتی روی آورده و به عنوان دانشی میانرشتهای که با مبارزات سیاسی و اجتماعی درگیر است معرفی میگردد. اما این تحولات غالباً در حیطه مباحث رویهای دانش برنامهریزی شهری انجام پذیرفته و کمتر به شکلی صریح و در چارچوب دانش طراحیشهری و فرایندطراحیشهری مورد بحث قرار گرفتهاست. هدف: هدف شناخت مفاهیم موثر بر پیمایش فرایند طراحیشهری مبتنی بر رهیافت ارتباطی و بررسی میزان کاربست این مفاهیم در پروژههای طراحیشهری ایران است. روش: ابتدا به روش اسنادی و کتابخانهای، جریانهای انتقادی موثر بر رهیافتارتباطی، مفاهیم اساسی این رهیافت و چگونگی کاربست آن در فرایند طراحیشهری در قالب چارچوب ارزیابی تدقیق گردیدهاست. تدوین چارچوب ارزیابی زمینه را برای تحلیل و ارزیابی پروژههای منتخب در گام بعد و با استفاده از روش تحلیل محتوای کیفی جهتدار فراهم میآورد. یافتهها: کاربست 87% مقولههای رهیافت ارتباطی در پروژههای منتخب در وضعیت بسیار نامطلوب، و 13% در وضعیت نامطلوب قرار دارد. برایناساس فرایند مسئلهیابی و مسئلهگشایی در پروژهها تنها بر جنبههای تکنوکراتیک فضا تمرکز نموده و نقش تعیینکننده مفاهیم رهیافتارتباطی در چگونگی پیمایش فرایندطراحیشهری مغفول ماندهاست. امری که فرایند طراحیشهری کشور را از مردم جدا ساخته و متخصصان را به سطح ابزارهایی در دست نهاد قدرت، برای تغییر فضایشهری، فرو کاسته است. نتیجهگیری: رهیافتارتباطی با صورتبندی مجدد رابطه فضا، طراح، مردم و نهاد قدرت، علاوه بر توجه به ابعاد فنی و خلاقانه فضا، جنبههای انتقادی دانش شهرسازی را به فرایند طراحی شهری وارد مینماید. بنابراین طراحی فضا به عنوان محصول فرایندهایی تلقی میگردد که در آن گفتمانهای رقیب در فرایندی مبتنی بر کنش ارتباطی، فهم خود از دایره منافعشان را به حداکثر رسانیده و با قبول خواستهای متکثر در حوزه فضا، به پیکربندی آن در فرایندی مشارکتی و چندسطحی می پردازند.