مردان و اندیشه ها: فلسفه از نظر پاسپرس
نویسندگان
1
doi
10.22059/jsr.1970.93100چکیده
یاسپرس دربارهء حد علم و نسبت آن به تفصیل در مواضع مختلف از نوشتههای خود بحث میکند که بیان بسیار اجمالی آن از اینقرار است: علم بهمعنای اعم(خواه علم جدید باشد،خواه علم قدیم)همیشه از نسبت میان عالم و معلوم یا میان مدرک و مورد ادراک(سوژه و ابژه)حاصل میشود. باتوجه به این تمثیل شاید بتوان نظر یاسپرس را به این صورت خلاصه کرد: 1)علم همواره از خلال شکافی که میان ما و مورد ادراک ما وجود دارد حاصل میشود. 2)ما هرگز نمیتوانیم به حقیقت وجود خودمان پی ببریم زیرا به محض اینکه بخواهیم نسبت به خود علم پیدا کنیم ناچار دو قسمت میشویم:قسمتی که مشاهده میکند و قسمتی که مورد مشاهده واقع میشود. علت اینست که دانشمندان صورتهای فاهمه را یکسان به کار میبرند زیرا همه لحاظ واحدی را که برای عمل مفید باشد انتخاب میکنند وگرنه در مقام نظر محض علماء نیز ممکن است باهم اختلاف پیدا میکنند،چنانکه امروز در مبادی نظری علوم میان دانشمندان نیز اختلافنظر وجود دارد. در سه مرتبهای که شرح آن گذشت،انسان همواره مدرکی است که به لحاظی یا به اعتباری با امر ادراک خود ارتباط دارد:در مرتبهء اول،مورد ادراک صرفا به اعتبار زندگی عملی و رفع نیازهای دور و نزدیک ملحوظ است،در مرتبهء بعد، مورد ادراک به اعتبار تنظیم و تنسیق آثار و عوارض مترتب بر موجودات بر حسب صورتهای قوهء فاهمه،و در مرتبهء سوم،به اعتبار حقیقت وحدانی موجودات و بازیافتن وحدتی که مبداء و مصدر کثرات است در نظر گرفته میشود."