واکاوی نظریات پیرامون ضوابط شهری و انطباقپذیری با شهر معاصر ایرانی
نویسندگان
1 دانشآموخته دکتری تخصصی شهرسازی، دانشکده فنی مهندسی، واحد تهران شمال، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران
2 دانشیار گروه شهرسازی، دانشکده عمران، معماری و هنر، واحد علوم و تحقیقات، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران
3 استادیار گروه شهرسازی، دانشکده هنر و معماری، دانشگاه شیراز، شیراز، ایران
4 استاد گروه شهرسازی، دانشکده عمران، معماری و هنر، واحد علوم و تحقیقات، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران.
doi
10.22124/upk.2020.15632.1397چکیده
بیان مسأله: ضوابط ابزاری متمایز برای ایجاد نظم شهری میباشد لیکن در شهر معاصر ایرانی عملاً جایگاه ضوابط شهری نسبت به طرحریزی شهری تا حد زیادی مغفول واقعشده و شهر معاصر ایرانی تحت تأثیر آن با چالشهای اساسی چون ساختارشکنی شهرهای مختلط سنتی و بحران هویت و.. روبرو شده است. هدف: شناخت بنیانهای نظری حاکم بر رویکردهای مختلف ضوابط شهری و بررسی امکان کاربرد آنها در شهر معاصر ایرانی، هدف اصلی این تحقیق میباشد. روش:این تحقیق به کمک توصیف، تطبیق و تحلیل اطلاعات و دادههای گردآوری شده اسنادی و کتابخانهای انجام شد. تبیین مفاهیم «مکان و مکانسازی»، مقایسه رویکردهای مختلف از منظر نگرش به نحوه تعیین«فرم و عملکرد» بهعنوان مؤلفههای مشترک «مکان» و «چارچوب ضوابط شهری» در بعد زمان را فراهم ساخت. یافتهها: نظریه برنامهریزی جامع با هدف ایجاد نظم در شهرهای سنتی، مبنای ضوابط شهری را «عملکرد» قرار میدهد لیکن ناکارایی آن، منجر به ایجاد تکنیکهای منطقهبندی انعطافپذیر و از دهه60 میلادی با مطرحشدن نظریه پیچیدگی و طرح دو رویکرد ضوابط «رابطه» و «هنجار» مبنا، نظریه نوشهرسازی با رویکرد ضوابط «فرم» مبنا و نظریه تکاملی با رویکردی «ترکیبی»، مورد انتقادات بنیادی قرار گرفت. نتیجه گیری: با توجه به فقدان رویکردی یکپارچه به شهر معاصر ایرانی بهویژه به عرصههای عمومی آن، اولویت دادن «فرم» بر «عملکرد» در رویکرد ضوابط فرم مبنا بهعنوان یک رویکرد کلنگر، زمینه گرا و مشارکتجویانه، ضمن ارائه ضوابط عملکردی انعطافپذیر، آن را به ابزار «مکانسازی» و تحقق توسعه پایدار شهری تبدیل کرده است. به عبارتی ضوابط فرم مبنا به دنبال خلق «مکانها» است تا ساختمانها. تأکید بر «فرم» بستر شکلگیری «عرف مبتنی بر هنجارهای واجد ارزش شهر ایرانی» را بهعنوان پشتیبان ضوابط شهری هموار میسازد.