تحلیل مکانی-زمانی سامانه واچرخند عربستان و بازتعریف آن به‌عنوان واچرخند جنوب‌غرب آسیا

نویسندگان

1 دانش آموخته دکترای آب و هواشناسی، گروه جغرافیای طبیعی، دانشکده جغرافیا، دانشگاه تهران

2 دانشجوی دکترای آب و هواشناسی، گروه جغرافیای طبیعی، دانشکده جغرافیا، دانشگاه تهران

3 دانشیار اقلیم شناسی گروه جغرافیای طبیعی، دانشکده جغرافیای دانشگاه تهران

doi
10.22034/gp.2025.67534.3425
چکیده

از سامانه‌های سینوپتیکی موثر بر رخدادهای جوی و شرایط اقلیمی ایران و منطقه جنوب‌غرب آسیا، پرارتفاع/ واچرخندی است که در گستره شرق آفریقا، شبه‌جزیره عربستان تا دریای عرب فعال است. در متون علمی داخلی این سامانه با عناوینی نظیر «پرفشار عربستان»، «واچرخند عربستان» یا «پرارتفاع عربی» شناخته می‌شود. هدف اصلی این پژوهش، تحلیل رفتار مکانی این مرکز پرارتفاع/واچرخندی در ترازهای مختلف جو (850، 700 و 500 هکتوپاسکال) و تبیین هویت سینوپتیکی آن بر اساس داده‌های ژئوپتانسیل بازکاوی‌شده ERA5 در بازه زمانی 84 ساله (1940 تا 2023) است. نتایج حاصل از تحلیل داده‌ها نشان می‌دهد که در تراز 850 هکتوپاسکال، این سامانه در فصل گرم سال بیشتر بر فراز خشکی‌های شبه‌جزیره عربستان و جنوب‌غرب آسیا مستقر می‌شود. با آغاز فصل سرد، موقعیت سامانه واچرخند عربستان به‌تدریج به سمت عرض‌های جنوبی‌تر جابجا می‌شود به‌طوری‌که در اوج زمستان عمدتاً بر فراز دریای عرب و تا حدودی بر نواحی جنوب‌شرقی شبه‌جزیره عربستان متمرکز می‌گردد. با گذار مجدد به فصل گرم، سامانه واچرخند عربستان بار دیگر به سمت خشکی و نواحی مرکزی و شمالی شبه‌جزیره عربستان جابجا می‌شود. این الگوی مکانی در ترازهای 700 و 500 هکتوپاسکال نیز قابل مشاهده می‌باشد با این تفاوت که دامنه تغییرپذیری مکانی آن به‌ویژه در تراز 500 هکتوپاسکال به‌مراتب بیشتر(گسترده تر) از تراز 850 هکتوپاسکال است. علاوه بر آن، در تراز 500 هکتوپاسکال واریانس مکانی قابل توجهی در موقعیت این سامانه در دوره سرد مشاهده می‌شود، به‌گونه‌ای که پهنه‌ای از سواحل شرقی دریای عرب تا دریای سرخ را دربر می‌گیرد. با توجه به ویژگی‌های مکانی-زمانی و نقش موثر این واچرخند در الگوهای گردش جو و تأثیر آن بر اقلیم جنوب‌غرب آسیا و ایران پیشنهاد می‌شود با عنوان «واچرخند جنوب‌غرب آسیا» نام‌گذاری شود. این نام‌گذاری ضمن بازتاب دقیق‌تر گستره عملکرد و ماهیت سینوپتیکی این سامانه، در جهت بهبود شفافیت مفهومی و کارکردی آن در مطالعات اقلیمی آینده سودمند خواهد بود.